
مختاروفایی
دهم محرم روز مقدس عاشورا ، روزی که همه ساله از سوی مسلمانان جهان با ویژگی های خاصی تجلیل می گردد؛ درین روز مردم افغانستان نیز با اعتقاد و خلوصی که به امام حسین علیه السلام و یاران فداکارش دارند، پیر و جوان ،زن ومرد در سوگ می نشینند و در عزای امام شان مراسم های سوگواری بر پا میکنند.
امسال نیز مردم افغانستان با عشق و محبت خاص این روز و حماسه ی جاودانه ی کربلا را به تجلیل نشستند و در روز دهم محرم یعنی روزی که امام حسین را با هفتاد و دو یار وفادارش یزیدیان به شهادت می رسانند و امام حسین با این فداکاری اش رسم آزادیخواهی و ازادگی را در جهان به امت جدش یادگار می گذارد. شاهد عاشورای دیگری بودند.
درچنین روزی که مردم رنجدیده ی افغانستان در سوگ امام شان می گریستند، یزیدیان معاصر که همان برادران ناراضی رییس جمهور ماست،برای مردم ما در چندین شهر کشور عاشورای دیگری را به نمایش گذاشتند.!!
مردم افغانستان سال هاست که طعم تلخ برادر گفتن رییس جمهور شان را در برابر قاتلان و جانیان تاریخ می چشند، هر بار برادر گفتن رییس جمهور در برابر این جنایت کاران قرن از مردم ما ده ها قربانی می گیرند و هر روز فاجعه می آفرینند، اما بازهم رییس جمهور ما گاهی آنها را (زمونژ نا اهله اولاد) ،گاهی برادران گمراه و گاهی برادران ناراضی صدا می زنند و از آنها دعوت می کنند تا بیاییند در مورد سرنوشت "مردم و سرزمین شان" تصمیم بگیرند!
بار دیگر این برادران ناراضی کرزی در روز دهم عاشورا صدها تن را به خاک و خون کشاندند و خانواده های سرگردان و عزادار افغانستان را به سوگ عزیزان شان نشاندند، چند روز قبل در کنفرانس بن دوم که برای تعین سرنوشت مردم افغانستان با حضور نماینده گان صدها کشور در بن آلمان برگزار گردید، رییس جمهور کرزی بار دیگر به معامله اش با این جانیان تاکید ورزید! این هم اولین لبیک آنها در برابر برادر بزرگ و مهربان شان!!!
درین روزی مهم نیروهای امنیتی نیز میدانستند که انبوهی زیادی از مردم به جاده ها می ریزند و در تکایا به سوگواری می پردازند، باید پیش از پیش تدابیر شدید امنیتی را اتخاذ می کردند!
شاید نیروهای امنیتی نیز مقصر نباشند،چون دستور نداشتند؛ در برگزاری لویه جرگه عنعنوی که چهار روز طول کشید،زحمت کشی نیروهای امنیتی قابل تقدیر است،اما در حفظ و اتخاذ تدابیر شدید امنیتی لویه جرگه خود آقای کرزی فرمان صادر کرده بود! شاید آقای کرزی به محرم، عاشورا ،اعتقادات وباورهای مردم باور یا احترام ندارد یا برایش این حرف ها مهم نیست، فقط یک هدف برایش مهم است آنهم حفظ قدرت!برگزاری لویه جرگه نمایشی خوبی از قدرت قبیله گرایی اش بود.
وگرنه رییس جمهور و ارگ نشینان بخوبی می دانند که مردم افغانستان عاشق خط آزادیخواهی و عدالت هستند که همانا این خط ،خط حسین و آرمان حسین بود...
و این چنین روزها را همه ساله تحت هر شرایطی تجلیل می کنند.
نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Thu 8 Dec 2011 ساعت 8 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Mon 5 Dec 2011 ساعت 11 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
شهر مزارشریف در چنبره ی ناآرامی چند اوباش
جلالت مآب محترم!
باآنکه در مدیریت ، کاردانی ، تدبر و کارآزموده گی شما در اداره ، سازنده گی ، رشد و انکشاف ولایت بلخ به ویژه شهرمزارشریف در سالیانی که عهده دار این سمت هستید ، جای تردید نیست و برای خویش و مردم این شهر در سطح کشور و جهان آبرو و اعتبار ویژه یی در تمام عرصه ها و بالاخص در عرصة امنیت این ولا کمایی کرده اید ؛ در دو سه سال اخیر گروهکهایی در این شهر عرض اندام کرده اند که به زعم خود در شهر «بدماشی» می کنند . این گروهکهای اوباش و ولگرد که سردسته هایشان بیشتر بازماندة جنگ های داخلی و رقابت های بین الحزبی هستند و بودند ، زیر مجموعه های نیز دارند که معلول و مولود فقر ، جهل ، بیکاری ، محیط ناسالم و مدیریت نادرست یا ضعیف خانواده هایشان می باشند . اما نباید نادیده گرفت که یکی از عوامل همانا ضعف عملکرد نهاد های امنیتی ، به ویژه برخی حوزه های امنیتی نواحی شهر از جمله حوزه هشتم امنیتی پولیس می باشد که بیشترین جنایت در شاخه مسئولیت این حوزه تا کنون رخ داده است و بیشترین اوباش نیز درین منطقه وجود دارد . این ولگردان –که معمولن با خود برچه و تفنگچه حمل می کنند – قبلن از طرف شب در گذرگاه ها در کمین نشسته به چپاول و غارت اموال مردم ، مثل ( موترسایکل ، ساعت ، پول و تلفن همراه ) می زدند ؛ درین اواخر این کار را شجاعانه در روز روشن ، در برابر دیده گان همه انجام می دهند ؛ در دیوار های صنوف مکتب عبدالعلی مزاری در سیدآباد شعار زنده باد فلانی نوشته می کنند ؛ ملای مسجد دشت شور را می کشند و موتر سایکلش را می ربایند ؛ در خالد بن ولید موترسایکل دانشجویی را به اکراه از نزدش می گیرند ؛ در پل تصدی راننده یی را با شاگردش در ملاعام به گونه فیلمی در روی سرک شاهراه به رگبار گلوله می بندند ؛ در کارته نورخدا آدم می کشند و فرار می کنند و اگر کدام وقتی کسانی از اینها حین انجام دادن کدام جرمی دستگیر می شوند ، نخست از حوزة مذکور با پرداخت پول رها می گردند و اگر برای مدتی توقیف و زندانی گردند با پا در میانی وکیلی پارلمان آزاد می شوند . حال کار به جایی رسیده است که گویا حوزه های امنیتی نیز از ایشان می هراسند . در ارتباط به قتلی که در کارتة نورخدا – بلاک دوم – صورت گرفت ، مقتول برادر من ( نویسنده این نامه ) بود که نخست به گونه شفاهی به حوزه هشتم امنیتی عارض شدیم و مسئولان ( آمر حوزه ) این حوزه گفتند :« قاتل را شما به دست ما بدهید سپس ما عمل می کنیم .» چه طنز عجیبی !
بار دوم کتبن عارض شدیم و برای دستگیری قاتل یاری خواستیم ؛ معاون حوزه مذکور چنین گفتند :« من می دانم که قاتل دیشب در دهدادی نزد فلان بدماش – که ذکر نامش به خیر باد – بوده و او ( همان بدماش) خود برای من زنگ زده بود که فلانی یعنی قاتل پیش من است . » حال ازین سخن ها فقط یک برداشت و نتیجه به دست می آید که حوزه های امنیتی به ویژه حوزه هایی که در ساحه مسئولیت آنان جرم صورت می گیرد و یا به مجرم پناه داده می شود و یا جای مراودت آنهاست ، دقیقن می دانند که این اوباشان روزها در کجایند و شب ها را در کجا می گذرانند ؛ در کدام بلیاردخانه ، گیم خانه ، قمارخانه ، و قیلون سرا استند و در کدام پارک تفریحی رهایشی محله ها به کشیدن چرس ، کاربرد مواد مخدر و لاابالی گری مشغولند . ما بارسوم نیز تلفنی به حوزه نامبرده ( حوزه هشتم ) تماس گرفتیم و در رابطه به دستگیری قاتل طالب معلومات شدیم و این بار برایمان گفتند که قاتل حمایتگر دارد و در توان ما نیست که او را دستگیر کنیم . سپس با ناگزیری تمام و با ناامیدی مفرط به فرماندهی امنیة ولایت بلخ عارض شدیم که قضیه شکل رسمی و دورانی را گرفته به مدیریت جنایی این نهاد و سپس به سارنوالی بلخ گسیل شد ، اما با تاسف باید گفت که با وجود امر قاطع فرمانده امنیة ولایت بلخ در جهت حل این معضل ، هیچکدام از مسئولان جرمی و اجرایی این نهاد ( فرماندهی امینة ولایت بلخ ) کدام اقدام جدیی در زمینة دستگیری و پیگرد قاتل تا کنون نکرده اند و تاسف بارتر اینکه یکی از سارنوالان سارنوالی ولایت بلخ – که نامش با نام خدا مزین است – به خاطر پیشبرد قضیة ما در سارنوالی بلخ و احالة آن به محکمه از ما مرده پولی (رشوت) می خواهد و ده روز برایمان وقت داده است تا پول مذکور را – که به دالر است – برایش تهیه کرده بپردازیم و گرنه با قلم خود نامة تقدیر ما را تغییر خواهد داد و معلوم نیست کار را تا چه زمانی معطل قرار خواهد داد و چه کار هایی در حق مان روا خواهد داشت . این قاضی سارنوال صاحب در کندن پول و راه جوری بر قضیه داران بسیار ماهر است و توازن دو طرف را رعایت می کند ؛ هم از مدعی پول میگیرد ؛ هم از مدعی علیه . زمانی کسی زن خود را – که ده ها هزار دالر در عروسی اش هزینه برداشته بود – طلاق می داد ؛ این قاضی پاک نهاد ما از کسی که زنی با این هزینه گزاف را از دست می داد هم دالر می خواست و از پدر دختر ، که دخترش طلاق شده اش را به خانه می برد نیز .
جناب والی صاحب !
این
گروهکهای اوباش همان گروه هایی هستند که چندی پیش با موترسایکل های خویش در سطح
شهر رژه می رفتند و پس از آن که چند تن از سردسته های مشهور شان به گونة مرموزی
کشته شدند به گروه هایی کوچکتری متفرق شدند ؛ اما این گروه های کوچک آرام و دست به
زیر چانه نه نشستند و روز به روز بسیج تر می شوند و گستاخ تر . آنان امنیت داخلی
شهر مزارشریف را چالش گرفته اند و این ارمغان بزرگ شما را دارند بدنام می کنند . دو
عامل می تواند به رشد و انسجام دوبارة این گروهکها بینجامد ؛ یکی ضعف عملکرد و
وجود فساد ، مسامحه ، روابط و اخاذی یی که در برخی از نهاد های امنیتی به ویژه
برخی از حوزه ها وجود دارد و دوم پیوستن جوانان بیکار ، معتاد و نادان و از خویش
بی خبر به این گروه هاست . حال چگونه می توان جلو این بی بند و باری و مفاسد
اخلاقی واجتماعی را گرفت در حالیکه برخی از حوزه های امنیتی ما یا شریک یا نظاره
گر عاملان این کارها باشند ؛ چگونه می توان جلو معتادان را گرفت و چه فایده دارد
موجودیت شفاخانة معتادان و زیر مراقبت گرفتن آنان در حالیکه مراجع و سرچشمه های
فروش مواد مخدر ( پودر ، هیرویین ، چرس و الکول ) در تبانی با برخی از حوزه های
امنیتی و پرداختن سهم به آنان آزادانه به عرضة این مواد می پردازند و ازین بابت به
کاخ ها و نان و نوا رسیده اند . مسئولان عده یی ازین حوزه های امنیتی می دانند که
در کجا فحاشی صورت می گیرد ؛ در کجا قمارخانه است و در چه موقعیتی و توسط چه کسانی
مواد مخدر به فروش می رسد . پس تا زمانی که این سرچشمه ها مسدود نگردد ؛ مبارزه با
اعتیاد ، بدماشی و بد اخلاقی ها ناممکن خواهد بود و کار ما هم آب در هاونگ کوبیدن
. اما اینکه مسئولان برخی از حوزه های امنیتی با وجود دانستن این آدرس ها ( نشانه
ها ) چرا از خود واکنش نشان نمی دهند و دست و دهان و پای شان برای توقیف عاملان
این بدی ها و انسداد جایگاه ها و سرچشمه ها از حرکت باز افتاده است ، اظهر من
الشمس است . گفته می شود که برخی از مکتب های شهر مزارشریف نیز ازینکه در امور
تربیتی و ادارة خویش ضعف دارند ، در روند بی تربیه گی و ضعف اخلاقی و رفتاری
جوانان و شاگردان و زمینه سازی برای بدماشی ها و تشکل این گروه ها به گونة
غیرمستقیم دست دارند که از جمله می توان از لیسة با «خطر» نام برد که زمانی واصف
باختری ، استاد ذبیح الله شهید ، استاد عطا محمد نور ، داکتر سمیع حامد ، صادق
عصیان ، عبدالوهاب مجیر و دیگران از آنجا سر بدر می کردند و حالا کی ها از آنجا سر
بیرون می کنند .
ورجاوند محترم !
می دانم که آب از بالا گل آلود نیست و شنیده ام که شما بارها دستور های لازم را در نشست های نوبتی اداری خویش برای محو فساد و تمام آنچه از جنس بدی است بر نهاد های مسئول و ذیصلاح ادارة خویش داده اید و تقصیر بر میگردد به کارشکنی ها ، سهل انگاری ها و اتلاف فرصت ها از سوی برخی از این نهاد های مسئول ؛ باآنهم شما خود بهتر می دانید که یکی از آرمان های بزرگ جهاد و مقاومت مردم مسلمان افغانستان و ساکنان ولایت بلخ و شخص شما و بزرگانی که درین مسیر مقدس جان های شیرین شان را قربانی کرده اند ، حاکمیت قانون خدا در زمین خدا ، آوردن صلح و فضای مصون اخلاقی ، اسلامی و فرهنگی ، تامین عدالت و پاکسازی جامعه از مفاسد اخلاقی ، اداری و رذیلیت های انسانی و اجتماعی بود ؛ حال از شما – از شمایی که بازمانده آن بزرگان و پیشگام در زمینة برآروده شدن این آرمان ها و سازنده گی ها هستید – رجامندم تا جلو این چالش های فجیع و بزرگ اجتماعی را به گونة جدی تر و آنگونه که خود تدبیر و تدبر دارید و می دانید ، بگیرید تا شهری را که خود با خون دل و عرق جبین به این درجه یی از اعتلا ، اعتبار ، شهرت و قابلیت رسانده اید ، با وجود چند مسئول ناکام و چند بی سر و پای ولگرد ، بدنام گردد و اگر ممکن است بر ما نیز در رابطه به دستگیری قاتل چشم عنایتی داشته باشید .
والسلام
باور - بامیک
نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Mon 28 Nov 2011 ساعت 8 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Wed 16 Nov 2011 ساعت 9 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
مقامات محلی ولایت فاریاب گفته اند در اثر انفجار ماین در ولایت فاریاب یک پولیس کشته شد و 17 غیر نظامی زخم برداشتند. این ماین در یک مرکب جاسازی شده بود و د ر ولسوالی غورماچ ولایت فاریاب منفجر گردید. تا حال مسوولیت این رویداد را کسی به عهده نگرفته، اما در گذشته طالبان مسوول چنین حوادث خوانده شده اند.
نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Tue 15 Nov 2011 ساعت 9 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Tue 15 Nov 2011 ساعت 10 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت

امسال برف باری ها و سرمای شدید زمستان خلاف پیشبینی ها و آمادگی های مردم ،آنها را غافلگیر کردند؛ برف باری ها در مناطق شمال افغانستان درحالی فرا رسیده است که مردم تاهنوز هیچ گونه آمادگی ی برای زمستان ندارندو از سوی دیگر اکثریت دهقانان تاهنوز کشت ها و کاشته های شان را جمع آوری نکرده اند. از سوی دیگر ضعف اقتصادی و نبود پول و امکانات در چنین حالتی برای مردم سخت نگران کننده است، درحالیکه سرمای زودهنگام زمستان فرارسید قیمت مواد سوخت نیز بالا رفت و حتی گاز سوخت درین روزها در شهر مزار شریف به ندرت یافت می شود واگر یافت هم شود خیلی به قیمت گزاف که اکثریت خانواده ها توان خرید آنرا ندارند، درچنین وضعیتی دولت نیز سرش در گریبان مشکلاتی گیر مانده که مردم را کاملاً از یاد برده و مصروف زدو بند های پشت پرده و معامله با سرنوشت مردم می باشد. سرمای زمستان از یک طرف، نا امنی و تهدید طالبان از طرف دیگر به مشکلات و نا امیدی های مردم روز به روز می افزاید و دیگر هیچ امید واری نسبت به دولت و آینده ی شان نمی بینند. آقای کرزی و همراهانش بجای اینکه به سرنوشت مردم کشورش فکر کند درین روز و شب ها مصروف معامله و بدست آوردن رضایت بادارانش می باشد، که یگانه راه برای برآورده شدن این آرمانش تدویر لویه جرگه عنعنوی که خلاف قانون اساسی فغانستان می باشد می داند. و از سراسر کشور لوی های را به انتخاب خودش و همفکرانش در زیر خیمه ی بنام لوی خجرگه گرد هم می آورند و افکارقبیلوی و قبیله سالاری اش بر آنها که هیچ آگاهی از ین گونه موارد ندارد تحمیل می کند. کسانیکه درین جرگه دعوت شده است به گفته ی آگاهان امور سیاسی به هیچ وجه نمی توانند نماینده های مردم تلقی شوند؛ چون درانتخاب این اشخاص مردم هیچ نقشی ندارشته و گفته می شود همان چهر های تکراری هستند که همواره در برابر حرف های کرزی "بلی گوی" بوده اند و هیچ پایگاه مردمی ندارند. پارلمان مرجعی دیگریست که مردم کم و بیش به آن امیدوارهستند اما پارلمان هم توسط مداخله ها و بازی های سرنگون کننده کرزی از مشکلات داخلی اش فایق نمی آید و تاهنوز گفته ی یکی از مشاوران کرزی درگیر همان "گپ های مفت" هستند. کمیته ی که تحت نام (کمیته ی حالت اضطرار) از سوی حکومت ساخته شده فقط زمینه ی بدست آوردن معاش برای چند تن از اشخاص مشخص می باشد و این کمیته تاهنوز در بدترین شاریط سرما و گرمای سال به مردم اندک توجهی نکرده و و فقط مردم گا گاهی نام این کمیته را از سوی رسانه ها شنیده است آن هم در مواردی که این کمیته مورد انتقاد شورای ملی یا رسانه ها قرار گرفته است.بی کفایتی حکومت کرزی درین ده سال گذشته از مردم ما بهای زیادی را گرفته است، قتل ،کشتار، و نا امنی همه و همه به سیاست های بر می گردد که کرزی خلاف منافع ملی و سرنوشت مردم درین ده سال روی دست داشت و اکنون که سرنوشت حکومت و مردم به پرتگاه نابودی نزدیک است باید کرزی و همراهانش کمی بخود آیند تا بر افغانیت آنها مردم شک نداشته باشند.
نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Mon 14 Nov 2011 ساعت 10 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
نویسنده: مختار وفایی

رژیم استبدادی و خون آشام طالب طی سال های که در کشور ما حاکم بود از هیچ گونه ظلم و استبداد در برابر شهروندان این کشور دریغ ن,ورزید؛ این برهمه گان هویداست که "طالب" یک پروژه ی ساخته شده بدست دشمنان مردم افغانستان بخصوص سازمان جاسوسی کشور همسایه ما پاکستان می باشد؛پاکستانی ها از طریق طالبان توانستند سال های زیادی افغانستان را با میل خودشان برقصانند و آرمان های شوم شان را درین سرزمین عملی کنند.بعد از این که برج های دوقولو در نیویورک مورد حمله ی گروه القاعده که پیوندی نزدیکی با "طالب" دارد قرار گرفت،جامعه ی جهانی بخصوص ایالات متحده امریکا بدین باور شدند که با یورش بردن به افغانستان و آوردن ملیاردها دالر و هزاران جنگجو درین کشور شاید بتواند ریشه ها ی تروریزم را از روی زمین بر چیند. البته این شعار آنها می باشد نه خواست شان! با آمدن جامعه ی جهانی در افغانستان و برچیدن پرچم طالبان از آسمان افغانستان مردم ما بدین باور بودند که بعد از این چیزی بنام طالب ، قتل ،کشتار و وحشت را نمی بینیم ، اما این آرمان ها خواب و خیالی بیش نبود. بزودی دیدیم که امریکا یی هاحکومت دست نشانده ی را با اندیشه ی طالبانی راه اندازی کردند و زمینه های دزدی و آدم کشی را برای خودشان و همفکرانشان درین سرزمین آماده ساختند و هیچ کس به شمول "رییس" دولت نمی تواند در برابر این اعمال وحشی گرایانه ی شان لب باز کنند. حالا مردم درک کردند که طالبان هنوز بر کشور حاکم اند و با خیال راحت و رهنمایی های "طالب دوستانه" ی جامعه ی جهانی و همکاران افغانی شان که همان"طالبان نکتایی دار" هستند هر کاری را که در هر گوشه ی از کشور بخواهند انجام می دهند؛. اندیشه های طالبانی و طالبان نکتایی دار که بدتر از طالبان مسلح و ریش دار و لنگی دار هستند امروز در بزرگترین و مهمترین ادارات حکومت تکیه زده اند و زمینه های وحشت گرایی را برای همفکران و اربابان شان شان آماده می کنند. طوریکه چندی قبل خود طالبان گفتند: ما در بزرگترین و مهمترین ادارات دولتی افغانستان همکار و رهنما داریم. کرزی که این خون آشامان را به عنوان "برادر" خطاب می کنند تاهنوز این "برادران" کرزی از ملت ما قربانی های زیادی گرفته اند و هر روز در برابر هر "برادر" گفتن کرزی از مردم ده ها قربانی می گیرند. حالا کار بجایی رسیده که اندیشه های طالبانی در دانشگاه های کشور راه باز کنند و از آنجا مردم را هدف قرار دهند. حضور جامعه ی جهانی در افغانستان هر روز بر مشکلات مردم این سرزمین می افزاید و هر روز از مردم قربانی می گیرد. امریکا که سردمدار این جنگ و "مبارزه" است شعارش از بین بردن دهشت، تروریزم و فراهم ساختن صلح و امنیت به شهروندان افغانستان می باشد؛اما خودش یکی از بزرگترین حامیان و پشتوانه ی طالبان و دیگر گروه های دهشت افگن می باشد که همانند پاکستان هیچ گاه نمی خواهد در افغانستان یک حکومت مستقل ، آزاد، با صلح و امنیت کامل بوجود بیاید، امریکا افغانستان را بهترین مکان برای برآورده شدن آرمان هایش در منطقه می داند و همواره اهداف خودش را در افغانستان جستجو میکند. تجربه ده سال گذشته به ما این را می آموزاند که: "امریکا و جامعه ی جهانی حامی اصلی تروریزم و وحشت گرایی در منطقه است و درین ده سال ترور شخصیت های ملی وکشتار افراد بی گناه ملکی همه زیر سایه این ها طرح ریزی و توسط مذدوران شان عملی شدند"
نگارنده ی این مطلب بدین باورست که جامعه ی جهانی باید بازی موش و پشک را با سرنوشت مردم افغانستان بس کند و اگر واقعاً می خواهد گلیم ترویزم و طالب را از منطقه و افغانستان برچیند باید اول اندیشه های طالبانی را که بالای گرده ی مردم افغانستان سوار کرده اند دورسازند وطالبان نکتایی دار را که عامل اصلی پیدایش و دوام جنگ و بدبختی مردم افغانستان است از بین برده و بعداً راه برای از میان برداشتن چندتا مذدور و دست نشانده" آی اس آی " هموار خواهد شد.اینجا همان ضرب المثل عامیانه ی مردم افغانستان ایجاب می کند که میگویند: "خرهمان خر است ولی پالانش عوض شده" امروز طالبان در افغانستان حضور دارد اما بگونه ی ماهرانه تر و زیر سایه دشمنان دوست نما!
نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Fri 11 Nov 2011 ساعت 11 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
صبح روز پنج شنبه(۱۲ عقرب ۱۳۹۰) مردان مسلح ناشناس در مسیر قریه باران گور ولسوالی شولگره بالای یک موتر مسافربری "سراچه" که حاملین این موتر بسوی بازار این ولسوالی درحرکت بودند حمله نموده و دوتن آنان را کشته و چهارتن شان را زخمی ساختند به گفتی ولسوال این ولسوالی مردان مسلح تمام اموال و دارایی های باخود داشته ی این افراد را باخود برده و در میان کشته شده ها یک کودک نیز شامل می باشد. درین رابطه تاهنوز هیچ کسی دستگیر نشده و کسی مسوولیت این حمله را نیز برعهده نگرفته است . ولسوال شولگره میگوید این قریه ۳۵ کیلومتر از مرکز ولسوالی فاصله دارد و راه های صعب البعبوری که درین مسیر است باعث گردیده که دزدان مسلح فرارکنند.طبق یک خبر دیگر افراد مربوط به گروه طالبان عصر روز پنج شنبه در قریه رحمت آباد این ولسوالی بالای نمازگزاران حمله نموده و به شمول یک قومندان حربکی چهار سربازش را به قتل رسانده و شش تن دیگر را زخمی نموده است. ولسوال ولسوالی شولگر می گویدکه: نمازگزاران در حال نماز بودندو حتی در سجده بوده که طالبان بالایشان حمله نموده و ان ها را غافلگیر نموده است. ولسوال شولگره میگوید: افراد فراری طالبان که توسط عملیات پولیس ملی از ولسوالی های چمتال و چهار بولک رانده می شود در شولگره پناه می آورد و این باعث ناآرامی های شولگره شده است. این حمله را طالبان به عهده گرفته و گفته است که هشت تن را به شمول یک قومندان حربکی کشته است. (آیینه ی شمال)
نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Fri 4 Nov 2011 ساعت 11 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
نویسنده: مختاروفایی
هلال الدین هلال یکتن از اعضای برگزاری لویه جرگه عنعنوی چند روز قبل در گفتگوی با یکی از روزنامه های کابل گفته بود که: برگزاری لویه جرگه بخاطر مشروعیت نداشتن شورای ملی می باشد. در قانون اساسی افغانستان شورای ملی ،شوراهای ولایتی و شوراهای ولسوالی به عنوان جرگه ها و شوراهای مردم معرفی شده است. و در صورت عدم موجودیت این شوراها رییس جمهور باید به برگزاری جرگه ها و شوراهای مشورتی دیگر اقدام کند. در حالیکه کشور دارای شورای ملی می باشد و مردم به نماینده هایشان رای دادند به این امید که مشکلات مردم از طریق این شورا و نمایندگان حل گردند.متاسفانه رییس جمهور که خودش این شورا را افتتحاح نموده است اقدام به بستن درهای این شورا نموده و در کارهای داخلی این شورا عملاً مداخله و دست درازی می کند. لویه جرگه عنعنوی که اکثر نمایندگان شورای ملی با برگزاری ان مخالف است و آنرا درمغایرت با قانون اساسی و منافع ملی می داند،رییس جمهور با چند تن از نمایندگانی را که در قبضه دارند دست به برگزاری چنین جرگه ی زنده اند.اعضای این جرگه می گویند: افرادیکه درین جرگه شرکت می کنند نمایندگان مردم از ولسوالی ها و لایات هستند درحالیکه نمایندگان مردم در شورای ملی حضوردارند.!از سوی دیگر گفته می شود که مصارف این جرگه را وزارت مالیه ی کشور پرداخت می کند، پول بیت المالی که باید در جاهای مثمر به مصرف برسد متاسفانه بار دیگر در برنامه های نمایشی و پروژه یی به مصرف می رسد که هیچ امیدواری نسبت به آینده و عواقب اینچنین کارهای دولت نمانده است.
یکی از بحث های که مدت هاست رسانه ها و مردم را به خود مصروف ساخته ایجاد پایگاه های دایمی امریکا و امضای پیمان استراتیژیک با امریکاست که گفته می شود درین جرگه روی آن بحث خواهد شد؛بحث دیگری که در فهرست بحث های این جرگه درنظر گرفته شده، چگونگی مصالحه با" برادران ناراضی "آقای کرزی می باشد. متاسفانه آقای کرزی و دستگاه همراهش تاهنوز این را درک نکرده که در ده سال گذشته برادران ناراضی اش دنبال چه اهدافی بوده است و باید از کدام آدرس و استیژی با آنها سخن گفت. ریشه های طالبان و حامیان آنها در کویته و کاخ و سفید و امارات عربی هستند و کرزی درینجا مصروف جرگه بازی و کمیسیون سازی های بیهوده که جز قربانی دادن شخصیت ها و از دست دادن ملیون ها افغانی از پول بیت المال ثمری دیگری برای مردم افغانستان ندارد. گفته می شود افرادی که درین جرگه اشتراک می کنند همان چهره های تکراری و فرمایشی از سوی والیان و وزیران می باشد و هیچ گونه جنبه ی مردمی و مدنی درین جرگه دیده نمی شود. آگاهان امور سیاسی معتقدندکه: کرزی می خواهد با برگزاری جرگه عنعنوی مشروعیت شورای ملی را زیر سوال برده و آنرا منحل اعلام کند، آنها میگویندکرزی در ده سال گذشته همواره خلاف ملی حرکت کرده و در هیچ گونه تصمیماتش نظریه ها و مشوره های مردم نقش نداشته و برگزاری این جرگه نیز فقط نمایشی بود ه و تصمیم در جاهای دیگر با حضور" دیگران" گرفته خواهد شد.
نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Wed 2 Nov 2011 ساعت 9 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
دراثرانفجاروحریق شدن یک عر
اده تانکرتیل درمنطقهء دشت رباط نزدیک به دوسرکه بگرام ولایت پروان 4 تن کشته و38 تن دیگرجراحت برداشتند.
این رویداد حوالی ساعت 7:30 شب گذشته ازاثرماین چسپکی کارگذاری شده رخ داده است.
خانم روشناخالد سخنگوی والی پروان میگوید که این تانکرمربوط نیروهای ائتلاف بوده که تیل را ازحیرتان به میدان هوائی بگرام انتقال میداد.
وی گفت که تانکرمذکورنخست به علت انفجارماین چسپکی سوراخ شده وپس ازآنکه مردم محل جهت بدست آوردن تیل دراطراف تانکرتجمع میکنند حریق رخ داده است که درنتیجه تلفات جانی وخسارات مالی ببارآورده است.
او می افزاید که ازاثرحریق شدن این تانکرهفت عراده موترتیزرفتارو پنج عراده موترسایکل که ازمسیرجاده عبورمیکردند نیزحریق گردیده است.
به باوروی یکتعداد ازراکبین موترهای تیزرفتاروموترسایکل ها که دراین رویداد حریق شده اند نیزشامل افراد کشته شده ورخمی ها هستند.
سخنگوی والی پروان تصریح نمود که مجروحین این حادثه به شفاخانه های ایمرجنسی پنجشیر، پروان وکابل انتقال داده شده اند.
ازسوی دیگرداکترقسیم سعیدی رئیس صحت عامه ولایت پروان به آژانس خبری روزگفت که تاکنون 38 زخمی وچهارکشته به شفاخانه های پروان وبگرام منتقل گردیده است.
اومیگوید که اکثریت مجروحین این رویداد را جوانان تشکیل میدهند که وضعیت صحی شمار زیاد آنها به علت درجه سوختگی زیاد وخیم میباشد.
سعیدی اذعان داشت که یکتعداد اززخمی ها که وضعیت صحی شان وخیم بوده به شفاخانه های کابل منتقل شده اند.
درعین حال نیازمحمد یکتن ازشاهدان عینی به روزگفت که نخست تانکرتیل ازجاده منحرف وواژگون گردید وبعداً که مردم محل به منظوربدست آوردن تیل دراطراف تانکریادشده جمع شدند حریق صورت گرفت.
این شاهد عینی اضافه کرد که او قبل ازمنحرف شدن وواژگون شدن تانکرصدای مهیب انفجار رانیز شنیده است .
این درحالی است که طی یکماه اخیرچندین بار است که ازاثرانفجارماین های چسپکی موترهای اکمالاتی نیروهای ائتلاف دراطراف میدان هوائی بگرام حریق میگردد.
نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Wed 26 Oct 2011 ساعت 2 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Wed 26 Oct 2011 ساعت 2 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
دوحادثه ترافیکی در ولایت سمنگان،دو کشته وسه زخمی بر جا گذاشت.سمونمل محمد ابراهيم مديرترافيك ولايت سمنگان به پژواک گفت که حادثه اول شام روز گذشته،زمانی بوقوع پیوست که يكعراده موتر كرولا، ازاثر تيز رانى دريور، در منطقه لرغان ايبك از سرك منحرف وواژگون گرديد.
وی افزود که در این حادثه ٣ تن از راكبين موتر مذکور زخمى شد.
موصوف علاوه نمود که حادثه دومى ،ساعت هفت شب گذشته دراثر تصادم يك موتر كرولا، با یکعراده تانکر گاز، در منطقه غزنيگك ولسوالى حضرت سلطان اين ولايت بوقوع پیوست که درنتیجه، ٢ تن راكب موتر كرولا جان باختند.
مديرترافيك گفت که مجروحین به شفاخانه ولايتى سمنگان انتقال وتحت مراقبت صحى قرار گرفتند .
عبدالحسيب یکتن از داکترا ن شفاخانه یادشده ،وضعیت مجروحان حادثه ترافیکی را خوب خواند.
څارمن عبدالرزاق آمرحادثات ترافيك سمنگان از افزايش دو برابر حادثات ترافيكى ، به مقايسه سال گذشته درآنولايت خبرداده گفت :"طى هفت ماه گذشته سال روان درشاهراه عمومى كابل مزاردر مربوطات اين ولايت ٦٩ حادثه ترافيكى به وقوع پيوسته كه ٣٦ قربانی و١٢٥ تن ديگر كه شامل زن مرد وطفل بودند؛ زخمى برجا گذاشته است ،درحالیکه در هفت ماه اول سال گذشته درهمين مسير ٤٦ حادثه به وقوع پيوسته ،٢٩ تن قربانی وحدود ٨٠ تن زخمى برجا گذاشته بود.
وی علت افزايش حادثات ترافيكى را دراين سرك تراكم بيش از حد وسايط ،اكمالات قوت هاى آيساف ازاين مسير، كم عرض بودن سرك وبى احتياطى دريوران ، عنوان نمود. پژواک
نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Tue 25 Oct 2011 ساعت 9 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
بیشتر از دو صد خانوادهء بیجا شده در ولایت سرپل از کمک های سازمان ملل
متحد در امور پناهندگان در شمال کشور مستفید شدند.
این کمک ها شامل مواد غذائی و غیر غذائی می باشد که برای دو صد و سی خانواده امروز سه شنبه 3 عقرب توزیع شده است.
فهیم همدرد، مسئوول روابط عامه کمیشنری سازمان ملل متحد در امور پناهندگان در شمال کشور به آژانس خبری روز گفت این خانواده ها از اثر جنگ و خشکسالی از ولایت های غور، فاریاب و سرپل به مرکز ولایت سرپل بیجا شده اند.
وی، می گوید برای این خانواده ها که پنج ماه پیش از محل اسکان شان بیجا شده اند و در وضعیت نگران کننده به سر می برند، مواد غذائی و غیر غذائی کمک صورت گرفته است.
مواد غذائی شامل آرد، برنج و روغن می باشد که برای هر خانواده، پنجاه کیلو گرام آرد، ده کیلو برنج و سه کیلو روغن توزیع شده است.
مواد غیر غذائی مشمول کمپل، سیت آشپزخانه، ترپال و بشکه آب است.
مسئوول روابط عامه کمیشنری سازمان ملل متحد در امور پناهندگان در شمال کشور، می گوید برای هر خانواده بیجا شده، شش تخته کمپل، یک سیت آشپزخانه، دو تخته ترپال و دو بشکه آب توزیع شده است.
شماری از خانواده های که از این کمک ها بهره مند شده آنرا سودمند اما بسنده نمی دانند.
صالح محمد، یک تن از این بیجا شده گان که از ولسوالی بلچراغ ولایت فاریاب به مرکز سرپل بیجا شده است، با ابراز قدردانی از این کمک ها می گوید که آنان بیشتر از این نیازمند به کمک هستند.
او خاطر نشان ساخت که نا امنی و خشکسالی سبب شده تا او همراه با ده ها خانواده دیگر محل دایمی شان را ترک گویند و به مرکز سرپل اقامت گزینند اما در اینجا نیز با دشواری مواجه هستند.
نبود سرپناه، ناتوانی اقتصادی، بیکاری از چالشهای اصلی است که فرا راه این بیجا شده گان قرار دارد.
عبدالکریم، یک تن دیگر از این بیجا شدگان می گوید که زمستان در راه است، مواد سوخت نیز به اندازه کافی در دست ندارند، آنها در وضعیت بسیار بد زندگی می کنند.
او گفت از این کمک های که دریافت کرده اند، خوشحال می باشند اما انتظار دارند که دولت و موسسات کمک کننده، آنها را در فصل زمستان کمک بیشتر نمایند.
نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Tue 25 Oct 2011 ساعت 9 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
تعمیر مکتب متوسطه پسرانه غلام حض
رت در ولسوالی دهدادی ولایت بلخ از سوی نیروهای نظامی آمریکائی مستقر در قول اردوی 209 شاهین بازسازی شد.
با بازسازی این مکتب، نزدیک به پنجصد دانش آموز پسر از یک مکان مناسب آموزشی بهره مند شدند.
غلام رسول روستائی، مدیر معارف ولسوالی دهدادی به آژانس خبری روز گفت نیروهای آمریکائی علاوه بر بازسازی این مکتب، 150 پایه میز نیز به این مکتب مساعدت کرده اند.
این نیروها، برای شاگردان، قرطاسیه باب که شامل 14 قلم جنس می باشد با یک دستکول کمک نموده اند.
مدیر معارف ولسوالی دهدادی می گوید نیروهای آمریکائی مستقر در قول اردوی 209 شاهین، در حال حاضر کار بازسازی و نوسازی مکاتب عابده بلخی، لیسه صالح محمد و نسوان ابو زید را نیز در همین ولسوالی شروع کرده اند.
از سویی هم شماری از شاگردان مکتب غلام حضرت که از ختم کار بازسازی تعمیر مکتب شان ابراز خرسندی می کنند، می گویند حالا آنها از صنف های رنگ شده و مناسب بهره منده شده اند.
عبدالغفور، دانش آموز صنف شش این مکتب به آژانس خبری روز گفت: (( ما میز و چوکی نداشتیم، روی فرش می نشستیم حالا ای نیروها میز و چوکی کمک شده و به ما قلم و کتابچه نیز داده، خیر بیبینند.))
یار محمد، یکی دیگر از این دانش آموزان، می گوید که مکتب آنان میدان والیبال نداشت اما اکنون نیروهای آمریکائی یک میدان والیبال نیز اعمار کرده است.
او گفت شاگردان از نداشتن میدان والیبال در مکتب شان محروم بودند که این محرومیت نیز مرفوع شده است.
مسئوولان معارف در ولسوالی دهدادی می گویند که در این ولسوالی در مجموع 26 مکتب که شامل 13 لیسه، 7 متوسطه و شش ابتدائیه می باشد، وجود دارد.
در این مکاتب 31279 شاگرد دختر و پسر درس می خوانند که توسط 876 آموزگار تدریس می شوند.
دو مکتب در این ولسوالی به دلیل دور بودن از مرکز ولسوالی تعمیر ندارد و شاگردان مجبور هستند که در تعمیر کرایی و یا هم در مساجد درس بخوانند.
نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Tue 25 Oct 2011 ساعت 9 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
فرمانده پولیس مرزی در شمال کشور می گوید برای داشتن مرزهای مطمئن در حوزه
شمال نیاز است که پنجاه در صد شمار پولیس مرزی افزایش یابد.
جنرال حبیب الله سید خیلی، فرمانده حوزه پنج پولیس سرحدی در شمال کشور گفت
در حال حاضر یکصد و بیست پوسته امنیتی در امتداد مرزهای مشترک افغانستان
با کشورهای همسایه وجود دارد.
وی می گوید این پوسته ها ده ها کیلومتر با هم فاصله دارند در حالی که برای
امنیت مطمئن مرزها نیاز است تا این فاصله ها کمتر شود و این کار نیاز به
افزایش شمار سربازان مرزی دارد.
جنرال حبیب الله سید خیلی به موضوع تجهیزات دست داشته سربازان مرزی نیز
پرداخته و اظهار داشت که هر چند آنان نسبت به گذشته تجهیز شده اند اما این
تجهیزات کافی نمی باشد.
فرمانده پولیس مرزی در شمال از آموزشهای مسلکی سربازان پولیس مرزی سخن
گفته و گفت در مدت دو سال گذشته بیشتر از چهار هزار سرباز مرزی آموزشهای
مسلکی را فرا گرفته اند.
بر اساس اطلاعات روز، این سربازان در مرکز آموزشی پولیس مرزی بلک واتر در
شهر شبرغان مرکز ولایت جوزجان در برنامه های آموزشی سه ماهه، آموزشهای
مسلکی را یاد گرفته اند.
جنرال سیدخیلی، می گوید که 161 تن از سربازان پولیس مرزی بعد از سه و نیم
ماه آموزش گواهینامه هایشان را از همین مرکز به دست آورده و فارغ شدند.
نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Sun 23 Oct 2011 ساعت 6 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
در یک حادثه ترافیکی در سالنگها یک نفر جان داد و 13 نفر زخمی گردیده است.
با آنکه مسؤلان امور در سالنگ ها از ریزش برف شدید خبر می دهند در همین
حال در یک حادثه ترافیکی در سالنگ ها یک نفر جان داد و 13 نفر زخمی گردیده
است.
جنرالرجب، مسؤل حفظ و مراقبت سالنگها با تأیید این خبر به باختر گفت که
ریزش برف در سالنگها از نیمه شب گذشته آغاز و تاکنون به شدت ادامه دارد.
به گفته وی، ریزش برف توأم با غبار ساحه دید برای رانندگان را محدود ساخته
از این رو باید رانندگانی که می خواهند شاهراه سالنگها را عبور کنند وسایط
شان باید با تجهیزات زمستانی مجهز باشند.
مسؤل حفظ و مراقبت سالنگها همچنان گفت که در 24 ساعت گذشته یک موتر لاری
با دو عراده کرولا برخورد کرد که در نتیجه یک تن جان خود را از دست داد و
13 فرد دیگری زخمی گردیده است .
نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Sun 23 Oct 2011 ساعت 6 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
مقام های محلی در قندوز از بهبود یافتن اوضاع امنیتی در این ولایت خبر می دهند.
به گزارش تلویزیون آریانا، محمد انور جیگدلگ، والی قندوز می گوید با وجود
آنکه مخالفان مسلح دولت در تلاش اند که شاهراه کابل- شیرخان بندر را مسدود
کنند اما ایجاد پاسگاه های جدید امنیتی و افزایش گشت زنی های نیروهای
پولیس در مسیر این شاهراه مخالفان مسلح را برای رسیدن به این هدف ناتوان
ساخته است.
نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Sun 23 Oct 2011 ساعت 6 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
مقامهای آیساف در شمال کشور می گویند افراد حرکت اسلامی ازبکستان با عبور از سرحدات شمالی کشور باعث ناامنی و بی ثباتی در ولایات شمالی کشور می شود اما فرمانده سرحدی شمال با رد این ادعا گفته است که جنگجویان وابسته به حرکت اسلامی ازبکستان قبلاً از افغانستان متواری شده و به پاکستان پناه برده اند اما اخیراً با عبور از مرزهای جنوبی و شرقی کشور نه تنها در شمال بلکه در سایر نقاط ناامن کشور نیز حضور دارند. فرمانده عمومی نیروهای آیساف در شمال کشور می گوید که افراد وابسته به حرکت اسلامی ازبکستان که یک گروه نزدیک به سازمان القاعده است در ناامنی های شمال دست دارند و با عبور از دریای آمو به حملات هراس افکنی در این ولایات می پردازند. به گفته وی یگانه راه عبور آنها به شمال افغانستان مرز دریای آمو که ابتدا به شمال و بعدا به سایر نقاط افغانستان نفوذ می کند. فرمانده زون پنجم سرحدی با ابراز اینکه مقام های آیساف و ناتو توجه چندانی بر نظارت از مرزها ندارند گفت که شمال افغانستان اراضی زیادی هم سرحد با پاکستان دارد و لازم است که برای جلوگیری از نفوذ دشمن این نقاط مرزی تحت پوشش شدید امنیتی قرار گیرد. مقامهای آیساف و ناتو در شمال افغانستان از نفوذ ازبکستان ابراز نگرانی کرده اند اما این ادعاها هربار از سوی مقام های امنیتی در شمال کشور رد شده است.
نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Sun 23 Oct 2011 ساعت 6 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
از سالها بدینسوهزاره ها و ازبک های مزار از سیاست های تبعیض آمیز و قانون گریز عطا به شدت رنج می برند. شاه راه های که از مناطقی هزاره نشین و ازبک نشین عبور می کنند همچنان ویران استند در حالیکه پس کوچه های مناطقی مربوط به متعلقین عطا پخته اند. همینگونه است برق و دیگر امکانات رفاهی شهری. در ساختار تشکیلاتی حکومت عطا نیز هزاره و ازبک صاحب صلاحیتی به چشم نمی خورد. ظاهروحدت معاون قومندان عطا والی بلخ، عالی مقام ترین هزاره در حکومت خودمختار عطامحمداست. آقای وحدت نیز بیشتر از اینکه پشتوانه ی باشد برای هزاره ها و ازبک های مزار، مشغول جمع آوری پول و سرمایه است تا باشد در دنیای ثروت نیز معاونی همرنگ و همزادی برای عطا باشد. این پول طلبی و بی خاصیتی اقای وحدت دیروز چهره دیگر بخود گرفت؛ محافظینش در همکاری با شخصی بنام جنرال غلام رسول هفت تن از ساکنین قریه فقیر نشین سجادیه را که همه هزاره اند، به رگبار بستند. ومنطقی که اقای وحدت درعقب این هزاره کشی دارد این است که وی در مجاورت سجادیه شهرکی ساخته است و جاده این شهرک باید از روی خانه های گلین مردم بگذرد و اما مردم مانع آن می شوند، پس خون این هزاره ها مباح است.
در جریان سال روان، من سه بار به مزار شریف رفتم. هربار که وارد این شهر شدم داغترین خبر شهر جنگ و خشونت های بود که توسط شخصی بنام عباس اخلاقی نماینده فروشات زمین اقای شیخ محقق با هزاره های فقیر علی آباد در جریان بود. آخرین سفرم به مزار در روزی اتفاق افتید که محافظین اقای اخلاقی چند تن از ساکنین علی آباد را با گلوله مرمی مجروح ساخته بودند. حس کنجکاوی من نارامم ساخت و به قریه علی آباد رفتم و با تعداد ازساکنین انجا دیدار کرده و محل درگیری را نیز از نزدیک مشاهده نمودم. مردم با ناراحتی و عجز می گفتند: "ما همه فقیریم، برق نداریم، سرک نداریم و حکومت عطا نه تنها به ما کمترین توجهی ندارد که همیشه با خصومت برخورد می کند و حتی سرک خامه ما را نیز مسدود کرده است تا ما مجبور به این قریه شویم. اما بلای بد تر از آن، نماینده اقای محقق است که قبلا زمین ها را از طرف حزب وحدت به ما توذیع کرده است و قیمت زمین را دریافت نموده است و ما چندین سال است که در اینجا زندگی می کنیم اما حالا ادعا دارد که قیمت زمین افزایش یافته است شما باید برای باردوم، سوم و چهارم پول بپردازید. کاش تنها عطا با ما دشمنی می داشت که عباس اخلاقی بی رحم تر و ناانسانی تر از هرکسی با ما برخورد می کند."
داستان زندگی هزاره های مزار خیلی فاجعه آمیز است؛ فقر، بیکاری، تبعیض آشکار از سوی حکومت محلی، محرومیت از امکانات رفاهی شهری و بالاخره هم شنیده نشدن صدای این مردم توسط مقامات حکومتی و غیر حکومتی همه دست به دست هم داده مردم را در تنگنای شدیدی قرار داده است. در سالهای اخیر تعداد هزاره های مهاجر مزار بیشتر از هرجای هزاره نشین دیگر در افغانستان است. در حالیکه در سالهای آغازین حکومت کرزی بیش از هرجای دیگر هزاره های برگشته از کشورهای همسایه و ساکنین کوه های هزارجات به مزار می رفتند اما تعداد اندکی از آنها تا حال توانسته اند مقاومت کنند. آنهای که در این شهر باقی مانده اند با مشکلات متعددی مواجه اند. خطرناک ترین و پرفشارترین این فشارها خشونت های زمین فروشانی چون ظاهر وحدت و عباس اخلاقی هستند که در تبانی با قومندان عطا و قسما شیخ محقق صورت می گیرد. هزاره های مزار در جریان حکمروایی طالبان قتل عام شدند و بدترین شکنجه ها و تبعیض های قومی مذهبی را تجربه کردند و همه دارای های شان را از دست دادند. این جنایات تاحدی زیادی توسط رسانه های بین المللی و سازمان های مدافع حقوق بشر پخش شدند اما داستان این سالهای مزار متفاوت است؛ این بار کسانی که روی این مردم فشار می آورند طالبان نه که ظاهر وحدت(نماینده هزاره در حکومت محلی)، عباس اخلاقی(نماینده اقای محقق در مزار و نماینده هزاره در شورای ولایتی) و حاکم خودمختار شهر قومندان عطا استند وهمچنان هیج رسانه، سازمان و یا گروهی هم نیستند که این تیرباران ها و سیاست های تبعیض آمیز را تحت پوشیش قرار دهند.
نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Sun 23 Oct 2011 ساعت 5 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
نویسنده: صالح محمد خلیق،شاعر،نویسنده و رییس اطلاعات و فرهنگ بلخ

چندین سال است که از سوی ریاست محترم معارف ولایت بلخ نشریهیی به نام «صدای معارف» که اینک به «مشعل معارف» تغییر نام یافته است منتشر میشود. آن گونه که دیده میشود در تمام شمارههای چاپشدة این نشریه از آغاز پیریزیِ آن تا امروز ـ به استثنای برهة کوتاهی در سالهای 1387 و 1389ـ، زبان، ادبیات و فرهنگ پربار و والای ما به مسخره گرفته شده اند. چنین خرابکارییی میتواند به دو دلیل صورت گرفته باشد: یکی این که دستاندرکاران این نشریه دشمنانه و عمداً و قصداً کمر بسته اند تا تیشه به ریشة معارف این سرزمین بزنند، با این پیشداوری که همة خواننده گان این نشریه شاید احمق و کودن و مطابق به سویة علمیِ (!) ارائهشده از سوی این دستاندرکاران باشند و اینهمه غلطها و اشتباههای نشریه را پی نبرند؛ که در این صورت باید از سوی نهادهای مسؤول مورد مؤاخذه و مجازات قرار بگیرند. دودیگر این که دستاندرکاران این نشریه واقعاً خود شان مشکلِ خواندن و نوشتن داشته باشند و سطح دانش و سواد شان همین سطح پایین و شرمآورِ محتویات نشریه باشد؛ که در این صورت به حال گردانندهگان این نشریه و به حال رقّتبار معارف بلخ، بلخی که خود را گهوارة فرهنگ و تمدّن پنج ـ ششهزارسالة آریانا، خراسان و افغانستان میداند باید زارزار گریست.
گرچه در این آشفتهبازارِ مطبوعات، نشریههای اینچنینیِ دیگری هم در گوشه و کنار کشور پیدا میشوند که ناقدان، از ترس این که مبادا به نقدگرفتن این گونه نشریهها نوعی از توجّه و ارجگزاری به آن نشریهها تلقی گردد در مورد آنها خاموشی گُزیده اند، اما این گونه وضعیّت در مورد نشریة «مشعل معارف» که خود را ارگان نشراتی ریاست محترم معارف بلخ میداند و نشان وزارت جلیلة معارف را در پیشانیِ خود دارد برای هر فرهنگیِ آگاه تحمّلناپذیر است.
در این نوشته، تنها نگاهی انداختهام به شمارة ویژة سال 1390 این نشریه که در پیوند با 13 میزان، روز جهانی معلّم، به نشر رسیده است.
وضعیت نابههنجار برگآرایی آن را نادیده میگیرم و همچنان از اشتباههای انشاییِ مطالب نشرشده در آن که پرداختن به آنها ایجاب بازنویسیِ آن مطالب را به گونة درست آنها میکند میگذرم و تنها به اشارههایی بر اغلاط املاییِ آنها که هر فرد کمسوادی نیز میتواند آنها را بازشناسد بسنده میکنم.
در روی دوم پشتیِ آن مجلّه: خواننده گان/خونندهگان.
در صفحة 2: جذب/جزب، پیشبرد/پیشیبرد، مجموع/مجموعه، محصلین/ممحصلین، جلیله/جلیلیه، نمایندهگان/مناینده گان، بیالوژی/بیالوزی.
در صفحة 3: محصلین/محاصلین، این ولایت/اینولال، ربع/روبع، به نسبت/ینسبت، متعاقباً/متعاقبآ، مجدداً/مجددآ، سوانح/سوانع، سامع در/سامعدر، جدید/جدیدی، سالون/صالون، رسماً/ رسمآ.
در صفحة 4: آشنا شوید/آشنا، عالی/علی، تربیة معلم/تربیهمعلم، مدّتی/مدت، کارنامههایی/کارنامه های، حلقه/خلقه، وظیفه نموده/وظیفهنموده، پیداگوژی/پیداگوزی، متأسفانه/متأسیفانه، تا فعلاً/با فعلاً، زیاد/زیات، پدر/بدر، پرکار/ برکار.
در صفحة 5: یکی از لذا(؟).
در صفحة 6: درک کرده/درکرده، چقدر/جقدر، بود/یود، آشکار/اشکار، پیامبر/پیامب.
در صفحة 7:هنگامی/هنگام، میبوییدند/می بویدندند، زیادی/زیا ی، زمینة/زمینه ای، میورزیدند/میورزیندند، شنید/شنیده، گریة او/گریه او گریه او، آمد/امد.
در صفحة 8: مسأله یا مسئله/مسله، اکثر/اکثریت، شاگردان/شاکردان، موضوعاتی/موضوعات.
در صفحة 9: تأسف/تاسف، باشند/باشد.
در ضفحة 10: بسازد/میسازد، باشند/باشد.
در صفحة 11: علاقهیی/علاقه، آریانای/آریانا، گردیدم/گردیدام، شایستهگییی/شایسته گی، داشته بوده/داشته ام.
در صفحة 13: زادگاه/زاده، محو/محوه.
در صفحة 14: نورالدّین/نوریدن، افغانستان/شافغانستان، علمای/علمان، گرایید/گراید، ریاضت/ریاضیت، گذاشت/گزاشت، افتخار/اتفتخار، تأثیر/تاثیر، شاهان/شاه هان، امیران/امیرای، بینیازی/بنیازی، آخرین/اخرین، عرفانی/اورفانی، مولوی/ملوی، در افغانستان/درافغانستان در افغانستان، میسرود/میسورود، میگفت/میگوفت، میسرود/میسورد، آتشین/اتشین، تذکره/تزکره، آنچه/آنچح، تنها/تهنا، آلمانی/المانی، آفاقی/افاقی، سبک/ثبک، ناخن/ناخون، خارا/خواره، بریدن/بوریدن، آتش/اتش، نهادن/نحادن، آسانتر/اسانتر.
در صفحة 15: دقیقاً/دقیقا، سابقاً/سابقا.
در صفحة 16: نیل/نتیل.
در صفحة 17: خلق میکند/خلقی میکند، میآفریند/می افریند، تحکم/تهکم، نویسندة دیگری/نویسندگی دیگری.
در صفحة 18: تأمل/تامل.
در صفحة 19: مؤثر/موثر.
در صفحة 20: تعیین/تعین، آن/ان، سه/سا، همشهریان/همشریان، مراجعه نمایند/مراجعه نماید.
خوب، خوانندهگان گرامی! هنگامی که ارگان نشراتی ریاست محترم معارف ولایت بلخ نورالدّین را نوریدن، عرفانی را اورفانی، میسرود را میسورود، میگفت را میگوفت، زیاد را زیات، محو را محوه، سبک را ثبک، ناخن را ناخون، خارا را خواره، بریدن را بوریدن، و . . . مینوسد و خود را «مشعل معارف» نیز مینامد، معلوم نیست دانشآموزان ما در روشناییِ این «مشعل» (!) چه آیندة درخشانی (!) را در قبال خواهند داشت.
گر همین مکتب است و این ملّا
حال طفلان خراب میبینم
خوب میشد اگر دست اندرکاران این نشریه یا ریاست محترم معارف ولایت بلخ برای این زبان نوساخته و اینهمه واژهگان نوِ خویش قاموس، فرهنگ و لغتنامهیی را به نشر میرساندند تا همة افراد باسواد در هر سویّهیی که استند از مفهوم سخنان و نوشتههای آنان بهره مند میشدند (!).
البته این نمونههای نادرستیهای املایی در نشریة «مشعل معارف» علاوه از نادرستیهای بیشمار تایپی و کامپیوتری اند که در نقطهگذاریها و فاصلههای کلمهها وجود دارند.
جا دارد تا علاوه از این نادرستیها به چند نکتة جالب و چشمگیر دیگر این نشریه نیز اشارهیی داشته باشم:
1 ـ پراگراف دوم سرمقالة این نشریه از مقالهیی زیر عنوان «معلّم» که در صفحة 5 همین شمارة نشریة مذکور چاپ شده است نقل گردیده است؛
2 ـ برخی از حروف کلمههای یک شعر که ظاهراً از انترنت نسخهبرداری شده است در صفحة 13 به کلّی از چاپ افتاده اند؛
3 ـ در مقالة «تاریخچة طنز» که در صفحات 17 تا 19 چاپ شده است، تاریخچة طنز در کشور همسایة ما، ایران، به جای تاریخچة طنز افغانستان، معرفی گردیده است و نویسندة تقلّبیِ آن مقاله در مقالة اصلی تنها نام ایران را به افغانستان تعویض کرده است؛ که در این صورت، برخی از جملههای آن مقاله، خود به طنز مبدّل گردیده اند.
مثلاً در صفحة 17 آمده است: «در همان زمان که عبید زاکانی موش و گربه و رسالة تعریفات و دیگر آثار خود را خلق میکند در گوشهیی دیگر از افغانستانزمین، شاعر بلندپایهیی چون حافظ صد البته با زبانی محافظهکارانهتر طنزی تلخ را در غزلیّات خود میآفریند.»
و یا در صفحة 19 میخوانیم:
«ظهور محمّد علی جمالزاده و اشاعة نمونههایی از داستاننویسی افغانستانی با معاییر مترقّی داستان روز جهان، حکایتهای فارسی را در هیأتی علمیتر ارائه نمود و با خلق آثاری چون «فارسی شکّر است» و «یکی بود و یکی نبود» نمونههای متفاوت از طنز افغانستانی را به جهانیان معرفی نمود. همزمان صادق هدایت با کلامی تلخ و تند و جدّی رویة دیگری از اجتماع ستمدیدة افغانستانی را به تصویر کشید. این جفت توأمان نسل اول داستاننویسی افغانستان را سامان دادند و هر یک مسیر را برای خلق آثار متعدد دیگری هموار ساختند تا آنجا که نسل دوم و سوم داستاننویسی افغانستان نمونههایی مؤثر از ادبیات طنز و جدّ را ارائه نمود.»
هر خوانندة آگاه و کتابخوان میداند که شیراز، زادگاه حافظ، به اصطلاحِ نشریة مشعل معارف «گوشه یی دیگر از افغانستانزمین» نیست و یا محمّد علی جمالزاده داستاننویس معاصر ایرانی برخلاف گفتة نشریة مشعل معارف «نمونههایی از داستاننویسی افغانستانی» را ارائه نکرده است و آثار «فارسی شکّر است» و «یکی بود و یکی نبودِ» وی با آنهمه کاربرد زبان فارسی گفتاری مروّج در ایران امروزی «نمونههای متفاوت از طنز افغانستانی را به جهانیان معرفی» نکرده اند. و به همین گونه صادق هدایت نویسندة معاصر دیگر ایرانی، برخلاف گفتة نشریة مشعل معارف، «با کلامی تلخ و تند و جدّی رویة دیگری از اجتماع ستمدیدة افغانستانی را به تصویر» نکشیده و محمّد علی جمالزاده و صادق هدایت « نسل اول داستاننویسی افغانستان را سامان» نداده اند.
اگر حافظ شیرازی را ازگوشة دیگر افغانستان بدانیم با توجّه به این که در زمان زندهگیِ حافظ مرزهای سیاسیِ امروز مطرح نبودند شاید آنقدر قابل خردهگیری نباشد، همان گونه که ایرانیان هم گاهی مولوی و امثال او را ایرانی میگویند؛ امّا هرگاه محمّد علی جمالزاده و صادق هدایت، دو نویسندة نامدار معاصر کشور کنونی ایران را از افغانستان بدانیم نشانة بیدانشی واشتباه بزرگ و نابخشودنییی خواهد بود که نباید نشریة یک ادارة مهم دولتی و آنهم نهاد فرهنگی و آموزشییی مانند ریاست محترم معارف ولایت بلخ آن را مرتکب شود.
نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Thu 20 Oct 2011 ساعت 10 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Mon 17 Oct 2011 ساعت 11 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت
صدها تن از عالمان دینی در ولایت بلخ طی گردهمایی که از سوی شورای اخوت اسلامی ولایت بلخ روز یکشنبه دایر گردیده بود،ضمن مخالفت با ایجاد پایگاه دایمی نظامی امریکا در کشور از خروج نیروهای خارجی نیز حمایت نموده وخواستار خروج هرچه زودتر این نیروها از کشورگردیدند.
نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Mon 17 Oct 2011 ساعت 4 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Sun 16 Oct 2011 ساعت 1 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
حملات روز عاشورا؛ مشتی بر دهان کرزی!
تبدیلی فرمانده نیروهای سویدنی در ولایت بلخ.
نامة سرگشاده به جلالت مآب محترم والی ولایت بلخ !
فرمانده امنیه ولسوالی "قرمقل" ولایت فاریاب دریک کمین مخالفان مسلح دولت کشته شد.
چشم اندازی بر نشست چهار روزه ی "شیران" در خیمه ی "لویه چرگه"
شمه ی از جنایت های محمد گل مهمند"بانی ستم ملی" در شمال افغانستان
در انفجار ماین در فاریاب یک پولیس کشته و 17 غیرنظامی زخمی شدند
توزیع تخم های بذری به زارعین ولایت بلخ
کرزی صاحب، کمی بخود بیا!!
خر همان خر است؛ و لی پالانش عوض شده!!!
درباره وبلاگ

سلام!
در وبلاگ آیینه ی شمال همه رویدادها و حوادثی را که در شمال افغانستان به وقوع می افتد مطالعه خواهید کرد. ما در این وبلاگ در تلاش افشای واقعیت های عینی جامعه خواهیم پرداخت.ما حرکت کرده ایم به امید ایجاد تغییر مثبت و شما نیز با نظریات،پیشنهادات و انتقادات سازنده ی تان به این حرکت رسانه یی بپیوندید.
وسلام:
احمد نوید پویان و مختار وفایی
فهرست اصلی
دوستان
خبرگزاری مهر
بی بی سی فارسی
رادیو آزادی
شبکه اطلاع رسانی افغانستان
کابل پرس
خبرگزاری بست باستان
روزنامه 8صبح
روزنامه ماندگار
روزنامه آرمان ملی
روزنامه افغانستان
آژانس خبری روز
خبر گزاری پژواک
پرس تی وی
طلوع نیوز
امارت اسلامی طالبان
کوروش عرفانی- دیدگاه
خبرگزاری جمهور
واشنکتن پریزم
بکتاش سیاووش
رزاق مامون
پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY