حملات روز عاشورا؛ مشتی بر دهان کرزی!

مختاروفایی

دهم محرم روز مقدس عاشورا ، روزی که همه ساله از سوی مسلمانان جهان با ویژگی های خاصی تجلیل می گردد؛ درین روز مردم افغانستان نیز با اعتقاد و خلوصی که به امام حسین علیه السلام و یاران فداکارش دارند، پیر و جوان ،زن ومرد در سوگ می نشینند و در عزای امام شان مراسم های سوگواری بر پا میکنند.

امسال نیز مردم افغانستان با عشق و محبت خاص این روز و حماسه ی جاودانه ی کربلا را به تجلیل نشستند و در روز دهم محرم یعنی روزی که امام حسین را با هفتاد و دو یار وفادارش یزیدیان به شهادت می رسانند و امام حسین با این فداکاری اش رسم آزادیخواهی و ازادگی را در جهان به امت جدش یادگار می گذارد. شاهد عاشورای دیگری بودند.

درچنین روزی که مردم رنجدیده ی افغانستان در سوگ امام شان می گریستند، یزیدیان معاصر که همان برادران ناراضی رییس جمهور ماست،برای مردم ما در چندین شهر کشور عاشورای دیگری را به نمایش گذاشتند.!!

مردم افغانستان سال هاست که طعم تلخ برادر گفتن رییس جمهور شان را در برابر قاتلان و جانیان تاریخ می چشند، هر بار برادر گفتن رییس جمهور در برابر این جنایت کاران قرن از مردم ما ده ها قربانی می گیرند و هر روز فاجعه می آفرینند، اما بازهم رییس جمهور ما گاهی آنها را (زمونژ نا اهله اولاد) ،گاهی برادران گمراه و گاهی برادران ناراضی صدا می زنند و از آنها دعوت می کنند تا بیاییند در مورد سرنوشت "مردم و سرزمین شان" تصمیم بگیرند!

بار دیگر این برادران ناراضی کرزی در روز دهم عاشورا صدها تن را به خاک و خون کشاندند و خانواده های سرگردان و عزادار افغانستان را به سوگ عزیزان شان نشاندند، چند روز قبل در کنفرانس بن دوم که برای تعین سرنوشت مردم افغانستان با حضور نماینده گان صدها کشور در بن آلمان برگزار گردید، رییس جمهور کرزی بار دیگر به معامله اش با این جانیان تاکید ورزید! این هم اولین لبیک آنها در برابر برادر بزرگ و مهربان شان!!!

درین روزی مهم نیروهای امنیتی نیز میدانستند که انبوهی زیادی از مردم به جاده ها می ریزند و در تکایا به سوگواری می پردازند، باید پیش از پیش تدابیر شدید امنیتی را اتخاذ می کردند!

شاید نیروهای امنیتی نیز مقصر نباشند،چون دستور نداشتند؛ در برگزاری لویه جرگه عنعنوی که چهار روز طول کشید،زحمت کشی نیروهای امنیتی قابل تقدیر است،اما در حفظ و اتخاذ تدابیر شدید امنیتی لویه جرگه خود آقای کرزی فرمان صادر کرده بود! شاید آقای کرزی به  محرم، عاشورا ،اعتقادات وباورهای مردم باور یا احترام ندارد یا برایش این حرف ها مهم نیست، فقط یک هدف برایش مهم است آنهم حفظ قدرت!برگزاری لویه جرگه نمایشی خوبی از قدرت قبیله گرایی اش بود.

وگرنه رییس جمهور و ارگ نشینان بخوبی می دانند که مردم افغانستان عاشق خط آزادیخواهی و عدالت هستند که همانا این خط ،خط حسین و آرمان حسین بود...

و این چنین روزها را همه ساله تحت هر شرایطی تجلیل می کنند.


 

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Thu 8 Dec 2011 ساعت 8 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


تبدیلی فرمانده نیروهای سویدنی در ولایت بلخ.

نماینده ملکی کشور سویدن برهمکاری های درازمدتش با افغانستان تاکید ورزیده میگوید کشورش تصمیم
دارد باوجود واگذاری مسئولیت های امنیتی به نیروهای افغان حداقل پانزده سال دیگر در افغانستان بمانند.
وی این سخنان را در تبدیلی فرمانده نیروهای سویدنی مستقر در بلخ بیان داشت.
فرماندهی نیروهای سویدنی مستقردربلخ پس ازهرهفت ماه تبدیل میگردد،پیش ازاین فرماندهی این نیروهارا
دگروال ریکارد جوهانسون به عهده داشت که باپایان یافتن دوره خدمتش دگروال اندرس لوفبرگ به عنوان
فرمانده جدید این نیروهادربلخ معرفی گردید، فرمانده جدید این نیروهای که تازه به افغانستان آمده برادامه
روند همکاریهای این نیروها با این جمله تاکید میکند،که ازیک دست صدا نمی خیزد.
درهمین حال اندیک لاندرهوم نماینده ملکی آن کشور برای افغانستان میگوید کمک های این کشوربعد ازسال 2014 م 20 درصد افزایش خواهد یافت وی می افزاید که کشورش مصمم است افغانستان را بعدازسال
 2014 م نیز درعرصه نظامی وانکشافی کمک وهمکاری نماید.
مسولین ملکی ونظامی کشورسویدن ازروند انتقال مسئولیت های امنیتی از نیروهای بین المللی به نیروهای
افغان استقبال نموده میگوید بعد ازخروج نیروهای بین المللی درسال 2014 کشورسویدن (پی آر تی ) که
مسولیت بازسازی چهارولایت شمال کشور رابدوش دارد تا 15 سال دیگرنیز به کمک هایش دربخش
بازسازی وآموزش های نظامی ادامه خواهد داد.
سویدن علاوه بر کمک های اقتصادی، در بخش امنیت نیز سهم قابل ملاحظهء در افغانستان دارد، در حال
حاضر نزدیک به یکهزار سرباز سویدنی در چوکات نیروهای کمک به امنیت در افغانستان حضور دارند.
بیشتر این سربازان در ولایت های سمنگان، بلخ، جوزجان و سرپل فعالیت دارند.
 
" آیینه ی شمال "


 

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Mon 5 Dec 2011 ساعت 11 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


نامة سرگشاده به جلالت مآب محترم والی ولایت بلخ !

شهر مزارشریف در چنبره ی ناآرامی چند اوباش


جلالت مآب محترم!


باآنکه در مدیریت ، کاردانی ، تدبر و کارآزموده گی شما در اداره ، سازنده گی ، رشد و انکشاف ولایت بلخ به ویژه شهرمزارشریف در سالیانی که عهده دار این سمت هستید ، جای تردید نیست و برای خویش و مردم این شهر در سطح کشور و جهان آبرو و اعتبار ویژه یی در تمام عرصه ها و بالاخص در عرصة امنیت این ولا کمایی کرده اید ؛ در دو سه سال اخیر گروهکهایی در این شهر عرض اندام کرده اند که به زعم خود در شهر «بدماشی» می کنند . این گروهکهای اوباش و ولگرد که سردسته هایشان بیشتر بازماندة جنگ های داخلی و رقابت های بین الحزبی هستند و بودند ، زیر مجموعه های نیز دارند که معلول و مولود فقر ، جهل ، بیکاری ، محیط ناسالم و مدیریت نادرست یا ضعیف خانواده هایشان می باشند . اما نباید نادیده گرفت که یکی از عوامل همانا ضعف عملکرد نهاد های امنیتی ، به ویژه برخی حوزه های امنیتی نواحی شهر از جمله حوزه هشتم امنیتی پولیس می باشد که بیشترین جنایت در شاخه مسئولیت این حوزه تا کنون رخ داده است و بیشترین اوباش نیز درین منطقه وجود دارد . این ولگردان –که معمولن با خود برچه و تفنگچه حمل می کنند – قبلن از طرف شب در گذرگاه ها در کمین نشسته به چپاول و غارت اموال مردم ، مثل ( موترسایکل ، ساعت ، پول و تلفن همراه ) می زدند ؛ درین اواخر این کار را شجاعانه در روز روشن ، در برابر دیده گان همه انجام می دهند ؛ در دیوار های صنوف مکتب عبدالعلی مزاری در سیدآباد شعار زنده باد فلانی نوشته می کنند ؛ ملای مسجد دشت شور را می کشند و موتر سایکلش را می ربایند ؛ در خالد بن ولید موترسایکل دانشجویی را به اکراه از نزدش می گیرند ؛ در پل تصدی راننده یی را با شاگردش در ملاعام به گونه فیلمی در روی سرک شاهراه به رگبار گلوله می بندند ؛ در کارته نورخدا آدم می کشند و فرار می کنند و اگر کدام وقتی کسانی از اینها حین انجام دادن کدام جرمی دستگیر می شوند ، نخست از حوزة مذکور با پرداخت پول رها می گردند و اگر برای مدتی توقیف و زندانی گردند با پا در میانی وکیلی پارلمان آزاد می شوند . حال کار به جایی رسیده است که گویا حوزه های امنیتی نیز از ایشان می هراسند . در ارتباط به قتلی که در کارتة نورخدا – بلاک دوم – صورت گرفت ، مقتول برادر من ( نویسنده این نامه ) بود که نخست به گونه شفاهی به حوزه هشتم امنیتی عارض شدیم و مسئولان ( آمر حوزه ) این حوزه گفتند :« قاتل را شما به دست ما بدهید سپس ما عمل می کنیم .» چه طنز عجیبی !

بار دوم کتبن عارض شدیم و برای دستگیری قاتل یاری خواستیم ؛ معاون حوزه مذکور چنین گفتند :« من می دانم که قاتل دیشب در دهدادی نزد فلان بدماش – که ذکر نامش به خیر باد – بوده و او ( همان بدماش) خود برای من زنگ زده بود که فلانی یعنی قاتل پیش من است . » حال ازین سخن ها فقط یک برداشت و نتیجه به دست می آید که حوزه های امنیتی به ویژه حوزه هایی که در ساحه مسئولیت آنان جرم صورت می گیرد و یا به مجرم پناه داده می شود و یا جای مراودت آنهاست ، دقیقن می دانند که این اوباشان روزها در کجایند و شب ها را در کجا می گذرانند ؛ در کدام بلیاردخانه ، گیم خانه ، قمارخانه ، و قیلون سرا استند و در کدام پارک تفریحی رهایشی محله ها به کشیدن چرس ، کاربرد مواد مخدر و لاابالی گری مشغولند . ما بارسوم نیز تلفنی به حوزه نامبرده ( حوزه هشتم ) تماس گرفتیم و در رابطه به دستگیری قاتل طالب معلومات شدیم و این بار برایمان گفتند که قاتل حمایتگر دارد و در توان ما نیست که او را دستگیر کنیم . سپس با ناگزیری تمام و با ناامیدی مفرط به فرماندهی امنیة ولایت بلخ عارض شدیم که قضیه شکل رسمی و دورانی را گرفته به مدیریت جنایی این نهاد و سپس به سارنوالی بلخ گسیل شد ، اما با تاسف باید گفت که با وجود امر قاطع فرمانده امنیة ولایت بلخ در جهت حل این معضل ، هیچکدام از مسئولان جرمی و اجرایی این نهاد ( فرماندهی امینة ولایت بلخ ) کدام اقدام جدیی در زمینة دستگیری و پیگرد قاتل تا کنون نکرده اند و تاسف بارتر اینکه یکی از سارنوالان سارنوالی ولایت بلخ – که نامش با نام خدا مزین است – به خاطر پیشبرد قضیة ما در سارنوالی بلخ و احالة آن به محکمه از ما مرده پولی (رشوت) می خواهد و ده روز برایمان وقت داده است تا پول مذکور را – که به دالر است – برایش تهیه کرده بپردازیم و گرنه با قلم خود نامة تقدیر ما را تغییر خواهد داد و معلوم نیست کار را تا چه زمانی معطل قرار خواهد داد و چه کار هایی در حق مان روا خواهد داشت . این قاضی سارنوال صاحب در کندن پول و راه جوری بر قضیه داران بسیار ماهر است و توازن دو طرف را رعایت می کند ؛ هم از مدعی پول میگیرد ؛ هم از مدعی علیه . زمانی کسی زن خود را – که ده ها هزار دالر در عروسی اش هزینه برداشته بود – طلاق می داد ؛ این قاضی پاک نهاد ما از کسی که زنی با این هزینه گزاف را از دست می داد هم دالر می خواست و از پدر دختر ، که دخترش طلاق شده اش را به خانه می برد نیز .

جناب والی صاحب !

این گروهکهای اوباش همان گروه هایی هستند که چندی پیش با موترسایکل های خویش در سطح شهر رژه می رفتند و پس از آن که چند تن از سردسته های مشهور شان به گونة مرموزی کشته شدند به گروه هایی کوچکتری متفرق شدند ؛ اما این گروه های کوچک آرام و دست به زیر چانه نه نشستند و روز به روز بسیج تر می شوند و گستاخ تر . آنان امنیت داخلی شهر مزارشریف را چالش گرفته اند و این ارمغان بزرگ شما را دارند بدنام می کنند . دو عامل می تواند به رشد و انسجام دوبارة این گروهکها بینجامد ؛ یکی ضعف عملکرد و وجود فساد ، مسامحه ، روابط و اخاذی یی که در برخی از نهاد های امنیتی به ویژه برخی از حوزه ها وجود دارد و دوم پیوستن جوانان بیکار ، معتاد و نادان و از خویش بی خبر به این گروه هاست . حال چگونه می توان جلو این بی بند و باری و مفاسد اخلاقی واجتماعی را گرفت در حالیکه برخی از حوزه های امنیتی ما یا شریک یا نظاره گر عاملان این کارها باشند ؛ چگونه می توان جلو معتادان را گرفت و چه فایده دارد موجودیت شفاخانة معتادان و زیر مراقبت گرفتن آنان در حالیکه مراجع و سرچشمه های فروش مواد مخدر ( پودر ، هیرویین ، چرس و الکول ) در تبانی با برخی از حوزه های امنیتی و پرداختن سهم به آنان آزادانه به عرضة این مواد می پردازند و ازین بابت به کاخ ها و نان و نوا رسیده اند . مسئولان عده یی ازین حوزه های امنیتی می دانند که در کجا فحاشی صورت می گیرد ؛ در کجا قمارخانه است و در چه موقعیتی و توسط چه کسانی مواد مخدر به فروش می رسد . پس تا زمانی که این سرچشمه ها مسدود نگردد ؛ مبارزه با اعتیاد ، بدماشی و بد اخلاقی ها ناممکن خواهد بود و کار ما هم آب در هاونگ کوبیدن . اما اینکه مسئولان برخی از حوزه های امنیتی با وجود دانستن این آدرس ها ( نشانه ها ) چرا از خود واکنش نشان نمی دهند و دست و دهان و پای شان برای توقیف عاملان این بدی ها و انسداد جایگاه ها و سرچشمه ها از حرکت باز افتاده است ، اظهر من الشمس است . گفته می شود که برخی از مکتب های شهر مزارشریف نیز ازینکه در امور تربیتی و ادارة خویش ضعف دارند ، در روند بی تربیه گی و ضعف اخلاقی و رفتاری جوانان و شاگردان و زمینه سازی برای بدماشی ها و تشکل این گروه ها به گونة غیرمستقیم دست دارند که از جمله می توان از لیسة با «خطر» نام برد که زمانی واصف باختری ، استاد ذبیح الله شهید ، استاد عطا محمد نور ، داکتر سمیع حامد ، صادق عصیان ، عبدالوهاب مجیر و دیگران از آنجا سر بدر می کردند و حالا کی ها از آنجا سر بیرون می کنند .
ورجاوند محترم !

می دانم که آب از بالا گل آلود نیست و شنیده ام که شما بارها دستور های لازم را در نشست های نوبتی اداری خویش برای محو فساد و تمام آنچه از جنس بدی است بر نهاد های مسئول و ذیصلاح ادارة خویش داده اید و تقصیر بر میگردد به کارشکنی ها ، سهل انگاری ها و اتلاف فرصت ها از سوی برخی از این نهاد های مسئول ؛ باآنهم شما خود بهتر می دانید که یکی از آرمان های بزرگ جهاد و مقاومت مردم مسلمان افغانستان و ساکنان ولایت بلخ و شخص شما و بزرگانی که درین مسیر مقدس جان های شیرین شان را قربانی کرده اند ، حاکمیت قانون خدا در زمین خدا ، آوردن صلح و فضای مصون اخلاقی ، اسلامی و فرهنگی ، تامین عدالت و پاکسازی جامعه از مفاسد اخلاقی ، اداری و رذیلیت های انسانی و اجتماعی بود ؛ حال از شما – از شمایی که بازمانده آن بزرگان و پیشگام در زمینة برآروده شدن این آرمان ها و سازنده گی ها هستید – رجامندم تا جلو این چالش های فجیع و بزرگ اجتماعی را به گونة جدی تر و آنگونه که خود تدبیر و تدبر دارید و می دانید ، بگیرید تا شهری را که خود با خون دل و عرق جبین به این درجه یی از اعتلا ، اعتبار ، شهرت و قابلیت رسانده اید ، با وجود چند مسئول ناکام و چند بی سر و پای ولگرد ، بدنام گردد و اگر ممکن است بر ما نیز در رابطه به دستگیری قاتل چشم عنایتی داشته باشید .

                                                         والسلام

                                                      باور -  بامیک


 

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Mon 28 Nov 2011 ساعت 8 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


فرمانده امنیه ولسوالی "قرمقل" ولایت فاریاب دریک کمین مخالفان مسلح دولت کشته شد.

سمونوال بریالی بشریار پروانی آمر امنیت فرماندهی امنیه ولایت فاریاب در تماس تیلفونی به رسانه گفت، دو شب قبل، نجیب الله فرمانده امنیه ولسوالی "قرمقل" زمانی که به طرف وظیفه اش روان بود، درمسیر راه هدف حمله مخالفان مسلح قرار گرفت و کشته شد. بگفته وی دراین رویداد به کس دیگر آسیب نرسیده است و تحقیقات در مورد جریان دارد. آمر امنیت ولایت فاریاب می گوید، هرچند دراین اواخر وضعیت امنیتی بهبود یافته است، اما گاهی اوقات مخالفان مسلح دست به حملات تخریبی می زنند.


 

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Tue 22 Nov 2011 ساعت 9 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


چشم اندازی بر نشست چهار روزه ی "شیران" در خیمه ی "لویه چرگه"

نویسنده: مختار وفایی

حامد کرزی در هشتم مارچ سال جاری در یکی از سخنرانی هایش برگزاری لویه جرگه عنعنوی را مطرح نمود، لویه جرگه ی که هیچ گاه نمی توان به آن جایگاه قانونی را در شرایط کنونی افغانستان قایل شد. طرح برگزاری این لویه جرگه از سوی رییس جمهور در حالی مطرح گردید که کشور دارای شورای ملی می باشد. و در قانون اساسی کشور آمده است که: ...لویه جرگه در نبود شورای ملی بر گزار می گردد. برگزاری این لویه جرگه با مخالفت های شدیدی تعدادی از رهبران جهادی آگاهان و افراد سیاسی در کشور روبرو گردید. پارلمان که یکی از نهاد های مخالف با برگزاری این لویه جرگه بود تا یک روز قبل از بر گزاری این لویه جرگه به شمول رییس یک صد و هفتاد و یک تن از اعضای پارلمان برای اشتراک درین لویه جرگه ثبت نام کرده بودند، طالبان ادعا کرده بودند که نقشه ی امنیتی این جرگه را بدست آورده و پیام های تلفنی نیز به تعدادی از نمایندگان رسیده بود که آنها را در صورت اشتراک درین جرگه تهدید به مرگ نموده بود، اما با وجود این همه مخالفت ها آقای کرزی اسرار ورزید که باید لویه جرگه به همان وقت تعین شده اش بر گزار گردد.
گزینش اعضای لویه جرگه
نحوه گزینش این دو هزار اشتراک کننده بر همگان سوال بر انگیز می باشد و گفته می شود که کسانی که درین جرگه اشتراک نموده اند تعدای از آنها هیچ آگاهی در مواردی که باید درین جرگه روی آن بحث صورت گیرد ندارند و حتی نمی دانند که پیمان ستراتیژیک چیست؟ و در امضا و یا رد این پیمان چه منافع و زیان های مردم کشور ما در آن نهفته است، به گفته ی تعدادی از خبر نگاران، افرادی درین جرگه حضور داشتند که سواد کافی برای خواندن و نوشتن را ندارند. و نحوه گزینش این افراد نیز به دستور خود آقای کرز ی و والیان و ولسوالان بوده اند، مردم هیچ نقشی در گزینش این افراد نداشته اند ،بنابرین هیچ یک ازین افراد نمی توانند از مردم نمایندگی نمایند؛ پس این جرگه به اساس خواست ها و نیاز های مردم بر گزار نگردیده بود.!
روز اول:
این لویه جرگه روز چهار شنبه 25 عقرب با حضور بیش از 2000 تن از سراسر کشور با سخنان آقای کرزی آغاز به کار نمود. صبغت الله مجددی رییس ، نعمت‌الله شهرانی معاون اول، محمد عارف نورزی معاون دوم، محمد علم ایزد‌یار منشی اول، حیات‌الله بلاغی منشی دوم و صفیه صدیقی سخنگوی این جرگه تعین گردید. رییس جمهور کرزی در افتتاح این جرگه سخنرانی"تاریخی"نمودکه سوژه ی گردید برای رسانه های داخلی و خارجی، در نخستین روز و در لحظات افتتاح این لویه جرگه از آقای کرزی انتظار می رفت که درین سخنرانی اش به موارد بیشتری از جمله چونگی و اغاز دور دوم پروسه انتقال قدرت حرف بزند اما هیچ حرفی تازه ی برای گفتن نداشت و همان حرف های که همیشه یاد آور میشد دوباره تکرار نمود، آقای کرزی مثل همیشه گفت: ما به پایگاه های دایمی نظامی امریکا نیاز داریم و در صورتی این پایگاه ها را می پذیرم که نیروهای امریکایی عملیات شبانه ی شان را بس کنند و اختیار زندان ها را به افغان ها بدهند. رییس جمهور کرزی خظاب به حاضرین گفت: ما"شیر" هستیم و امریکا باما باید به عنوان "شیر" معامله نماید. آقای کرزی در حالی نام شیر را بر خودش نسبت داد که معنی شیر در فرهنگ عمیدآمده است: شیر می تواند درنده باشد ، شیر هیچ قانونی را نمی شناسد، شیر خطرناکترین درنده ی جنگل است و هرازگاهی که بخواهد به زیر دستانش حمله نموده و دیگران را می درد، اما آقای کرزی با کمال افتخار همه ی این ها به خود نسبت داد. روز اول به همین منوال گذشت...
سانسور رسانه ها در روز اول
به دنبال کارهای غیر قانونی اعضای این لویه جرگه در نسختین روز دست به سانسور رسانه ها زدند.
رسانه ها که به عنوان یک گروه ناظر بر عملکرد های حکومت عمل می کنند و همواره ملت را از کارها و فعالیت ها و چگونگی کارهای حکومت با خبر می سازند وهمیش نا رسایی ها و کمبودی های حکومت داران را به تصویر می کشند تا متوجه کمبودی های شان گردند، و همکار خوبی برای ملت و دولت بوده اند، اما مسؤولین برگزاری لویه جرگۀ در نخستین روز آغاز کاری این جرگه، مانع حضور خبرنگاران درین جرگه شدند.
از مجموع رسانه های داخلی و خارجی، تنها به تلویزیون ملی اجازه داده شد تا وارد مجلس شود. در حالی که این تلویزیون را نمی توان"ملی" نامید، بلکه کاملاً بلندگویی است که در اختیار حکومت قرار دارد و شهروندان و مردم هیچ گاه نتوانسته اند خواست ها و انتقاد های شان را راجع به مسوولین و حکومت ازین طریق به گوش شان برسانند. مسوولین این لویه جرگه ی غیر قانونی با این کارشان شاید می خواستند که مردم از کارها و عملکردهای غیر قانونی که در زیر این خیمه میگذرد غافل بمانند.
روز دوم
دومین روز کاری لویه جرگه ی عنعنوی با پرتاب دو فیر راکت در اطراف خیمه ی این جرگه آغاز گردید، پرتاب این دو فیر راکت ضمن اینکه یک تن از شهروندان شهر کابل را زخمی نمود ، باعث گردید تا تعدادی از اعضای این جرگه نیز ساعت ها بعد در خیمه حضور یابند و کارها نیز به کندی مواجه گردد. در روز دوم این جرگه روی مسوده پیمان استراتیژیک میان افغانستان و امریکا صحبت و نظر خواهی می گردید.
چهل کمیته ی کاری
اشتراک کنندگان به چهل کمیته ی کاری تقسیم شدند که هر کمیته دارای یک رییس می باشد تا نظریات این چهل نفر را در رابطه به موضوع گرفته و به هیئت اداری تسلیم نماید تا در اخیر با جمع بندی همه نظریات و پییشنهادات که درین مورد گردیده صحبت نمایندو به یک نتیجه برسند.
مشکلی که عدد"بی ناموسی" درین جرگه ایجاد کرد!
عدد "39" در میان مردم افغانستان یک عدد نحس است و تاهنوز این عدد توانسته است زیان های هنگفتی را در موارد مختلف به مردم و حکومت افغانستان وارد نماید. این که چرا مردم ازین عدد نفرت دارند تاهنوز دلایل و گفته های زیادی درین مورد گفته شده که هیچ کدام آن ریشه ی دینی،علمی و منطقی نداشته و فقط ناشی از فرهنگ ضعیف و بی سوادی و نا آگاهی مردم می باشد، متاسفانه بعد از ینکه این عدد در داخل مجلس نمایندگان کشور را یافت، اینبار در داخل لویه جرگه عنعنوی که نخبه ها و سر دمداران مردم افغانستان در آن جمع شده بودند و راجع به سرنوشت ملت شان می اندیشیدند مشکل بزرگی را ایجاد نمود.حالا با کدام منطق بپذیریم که کسانی که به این چنین مزخرفات سر فرود می آورند و وابسته به این چنین مزخرفات می باشند بتواند از مردم ما نمایندگی نموده و مشوره سرنوشت ساز را به حکومت بدهند!
اعضای این لویه جرگه که به 40 کمیته ی کاری تقسیم شده بودند، اعضای کمیته "39" حاضر نشدند تا در کمیته ی بانام "39" کار نمایند.
گفته می شود که اعضای این جرگه بر سر اتاق شماره 39 نیز حساسیت نشان دادند و درین مورد نیز سخت مشکل داشتند، درین روز که باید اعضای این جرگه بر سر مسوده ی پیمان استراتیژیک میان افغانستان و امریکا صحبت می کردند،مواد این پیمان که در آن خواست های امریکا مطرح شده است در اختیار اعضای لویه جرگه قرار نگرفتند و این روز نیز به بحث های بیهوده و مطالب حاشیه وی گذشت و در اخیر روز به هیچ کدام دست آورد و نتیجه ی نرسید.
روز سوم
طرح مصالحه با طالبان که از دیر زمانیست دغدغه ی حامد کرزی می باشد، این طرح تاهنوز ضمن اینکه هیچ دست آوردی ندارد، قربانی ها ی زیادی را از مردم ما گرفته است. ایجاد شورای عالی صلح که زمینه ی بود برای ایجاد حیف و میل پول های بیت المال و ملیاردها دالر کمک ها ی کشورهای خارجی توسط تعدای از افراد خاص که توسط حامد کرزی گماشته شده بود. آقای کرزی برای اینکه افراد و رهبران جهادی را که از وی نارضی بودند،مصروف نگه دارند و زمینه ی گرفتن معاش و رفتن سفرهای خارجی را برایشان مهیاسازند دست به ایجاد این شورا زد. و مدتی سر می خوبی برای تعدادی از افراد استفاده جو و معامله گر بود که خون آشامان، و قاتلان مردمان بی گناه ما را از زندان ها رها نمودند تا سریال تلخ طالب همچنان ادامه داشته باشد.
روز سوم جرگه ی نام نهاد کرزی نیز به مشوره گیری از اشتراک کنندگان در رابطه به مصالحه با مخالفین حکومت اختصاص داده شده بود.
نتیجه ی که بعد بر رسی و بحث ها و گفتگوها درین مورد از اذهان این افراد تراوش نمود همان گفته های بود که مدت هاست روشنفکران و سیاسیون افغانستان بر ان تاکید دارند، اما متاسفانه کرزی و جامعه جهانی نمی خواهد با از بین بردن و از میان برداشتن طالب بر اهداف شوم شان لگد بزند. مصالحه با پاکستان بجای طالبان حرفی بودکه بعد از ترور اقای ربانی رییس شورای عالی صلح از زبان آقای کرزی شنیده شد اما بعد هیچ گاه این حرفش را نخواست عملی نماید و روزهای اندکی ازین حرفش نگذشت که به سفارش اربابان پاکستانی اش پاکستانی را برادر و دوست خطاب نموده و گفت ما همواره در کنار پاکستان خواهیم ماند.
روز چهارم و پایانی
در روز چهارم و پایانی این جرگه تصمیم گرفته شد که افغانستان با امریکا پیمان اشتراتیژیک امضا نماید.
و اعضای لویه جرگه با پیمان استراتیژیک میان افغانستان و امریکا موافقت کردند، حامد کرزی در مراسم اختتامیه ی این جرگه سخنانی کوتاهی داشت و گفت: مشوره این جرگه را سر لوحه کارم قرار داده و بر عملی نمودن می کوشم.
اما در امر مصالحه با طالبان این جرگه گفته است که باید در مصالحه با گروه طالبان تجدید نظر گردد و با پاکستان نیز درین رابطه مذاکر ه گردد.
این خواست ها و موافقت اعضای این جرگه در حالی مطرح گردید که تاهنوز مشخص نیست که امریکا درین مورد چه خواست ها و انتظارات از افغانستان دارد!؟
لویه جرگه ی که در مغایرت با قانون اساسی کشور قرار داشته باشد و در گزینش شرکت کننده گان این جرگه مردم هیچ نقشی نداشته باشند؛ چگونه می توانیم بگوییم که درین جرگه خواست های مردم افغانستان بیان گردیده است، این لویه جرگه یک تربیون فرمایشی بود که از طرف اربابان قدرت با برنامه های پشت پرده و از قبل تعین شده با گردهم آوردن چند تن از "بلی گویان" کرزی راه اندازی گردیده بود، درین جرگه بیشتر از بحث و گفتگو بر روی موارد تعین شده و سرنوشت ساز ،اعضای این جرگه درگیر بحث های حاشیه یی پوچ و بی معنی شده بود که بی درایتی و نادانی شان را به دنیا اثبات نمودند.
گفته می شود که بعد از نهایی شدن متن این پیمان، حکومت این پیمان را به مجلس نمایندگان می فرستد تا نمایندگان"واقعی" مردم راجع به این پیمان تصمیم بگیرند.
درینحال مجلس نمایندگان نیز از وضعیت خوبی برخوردار نیست و چالش بزرگی دامن این مجلس را گرفته است که از همان ابتدای تاهنوز نتوانسته است از آن رهایی یابد و به سرنوشت ملت و آینده ی کشوربیاندیشند ؛ وکلا هر کدام دنبال منافع شخصی خود هستند و تاهنوز هیچ دست آوردی برای مردم ندارند و منافع ملی نیز درینجا مد نظر گرفته نخواهد شد.
Wafayi_70@yahoo.com


 

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Sat 19 Nov 2011 ساعت 8 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


شمه ی از جنایت های محمد گل مهمند"بانی ستم ملی" در شمال افغانستان

 محمد گل خان مومند یکی از بدنام ترین چهره های اشاعه دهندهء تبعیض نژادی وستم ملی در تاریخ کشور ماست٠وی بانهادینه کردن ستم ملی و فاشیسم  درکشور تضاد عمیقی رابین ملیت ها ایجاد نمود ، فرهنگ وافتخارات شکوهمند چند هزارسا له ی مارا به خاک وخون کشانید٠ محمد کل مومند با روش خاص فاشیستی خود در صفحات شمال کشور ، شهر کابل وکوهدامن زمین، دست به  تجاوز وکشتاراهالی بیگناه زد ، شمال وجنوب کشور را به جان هم افگند ، به نامهای  تاریخی و اصیل کشور دستبرد بی شرمانه  زد،  زبان پشتو را با تضعیف زبان شیوای فارسی واوزبیکی و نورستانی بر با خشونت تباری بر مردم تحمیل نمود ، آثارتاریخی را دشمنانه نابود کرد ، کتب فارسی واوزبیکی  را با خشم وکین  حسودانه به آتش کشید وخاکسترش را در" پته خزانه" گذاشت ٠ ای کاش مادرچنین فرزند جنایت کاری را قبل از تولد سقط میکرد  تا جنایتکاران امروز به پیروی از اندیشه وی دامن تاریخ را لکه دار نمی ساختند٠  محمد گل خان مومندفرزند برگد خورشید خان متعلق به قبیله  شنوار بود که قبل از تقرر خویش بصفت  نایب الحکومه ء مزارشریف جهت اجرای وظیفه در قطغن ثبت نام کرده بود، با گذشت زمان از رسوخ بدر بار نادر شاه بر خوردارگردید، در توطئه ی علیه شاه امان الله  وسقوط دولت امانی همکار نزدیک نادر غدار وبرادران بود٠  با به قدرت رسیدن نادر وبرادر مستبد او هاشم خان صدراعظم ، محمد گل خان مومند درهیأت برادر ششم نادر ، صاحب دم ودستگاه وامتیازات بی حد ومرزی گردید٠ وی بدستور هاشم ونادر بتأریخ ١۴ اکتوبر ١٩٢٩میلادی وهمچنان در اگست ١٩٣٠ بر مردمان شمالی که پس از سرکوب وشکست حبیب الله کلکانی تسلیم شده بودند با قوای منظم ومجهز نظامی لشکر کشی وحمله کرد ، قتل عامی را توسط لشکریان جنوبی اعم از جاجی ، منگل، جدران ، وزیری و احمدزایی بی رحمانه براه انداخت٠ او در این یورش بر مردمان بی گناه شمالی تحت شعا ر  " سرش چت ومالش تاراج" دست به کشتار مردان پیر، جوان ، زنان ، کودکان وغارت مال ودارایی مردم زدند این جلادان خلاف موازین و ارزش های انسانی و غیرت وناموس پشتونوالی مرتکب جنایاتی از گونهء اسیر گرفتن و بحیث غنیمت بردن زنان شده و زنانی که تن به تسلیم نمی دادند یغماگران شکنجه های گوناگون داده و از ضجه های شان لذت می بردند٠ مرحوم غلام محمد غبار می نویسد " شاه محمود بردارنادرغدار تمام فعالیت های تخریبی خودش را درین ولایت بدست قوای وحشی پشتوزبانان ولایت پکیتا بنام ( افغان وغیر افغان) انجام داد واین خطرناکترین هسته نفاق وتجزیه ملت بودکه در صفحات شمال کشور بدست او کاشته شد وبعد ها بدست محمد گل مومند آبیاری شد٠ " مرحوم میر نجم الدین انصاری می نگارد:" محمدگل مومند در سالهای سلطنت محمد ظاهر خان گفته : (من باید بمجرد سقوط سقوی در کابل وغلبه سمت جنوبی امر میدادم که چنداول کابل را سوخته مردم آنرا تار ومار ومال ایشان تاراج شود، اما این کار رانکردم وحال پشیمانم وخود را ملامت میکنم وبر ریش خود تف میکنم٠ )"    کشتار ها وقتل عامهای بی رحمانه ی ناشی از قصاوت وتعصب شدید محمد گل خان مومندرا حتی جرید رسمی دولتی مانند روزنامه اصلاح که در حمایت از دولت مستبد نادرخانی نشرات وفعالیت داشتند نیز نتوانستند پنهان نمایند وبا وجود سانسور جراید از جانب مقامات دولتی ، روزنامه اصلاح در شماره ١٠ جدی ١٣٠٨ وشماره ١١جدی وشماره ٢٩حوت ١٣٠٨ با رعایت جانب احتیاط ومحافظه کاری مینویسد:" ١٩٢ نفر شمالی محبوس وهفتاد نفر کوهستانی اسیر وسر هفت نفر کوهستانی بکابل آورده شد ٣٠٠ نفر اسیر وعده ای مقتول  وعده یی فرار ، ۵٠ نفر دریک روز اعدام گردیدند٠" قرار نوشته محروم غبار " در حالیکه شاه هرروز از ١٠ الی ۵٠ نفر مردم شمالی را به عنوان اشرار بدون محکمه گلوله باران میکرد مردم دیدند که نادر غدار ومحمدگل مومند به انتقام مرگ کیوناری خون مردم شمالی را تا آخرین نفر به خاک میریزد ، دست بیک سلسله اقدامات وقیامهای زدند واین قیام ها سندی شد تا بیشتر از پیش بریختن خون این مردم اقدام نمایند٠"  محدگل خان مومند مناسب ترین شخصی بود برای بیشبرد اهداف وبرآورده ساختن مقاصد شوم استعمار انگلیس در کشور ما ٠ وی به حیث رئیس تنظمیه ی شمالی با لشکر ی از جیره خواران انگلیس متشکل از اقوام وقبایل جاجی، منگل ، وزیری احمدزایی ، کروخیل وطوطی خیل  که تعداد آنها به ٢۵ هزار نفربالغ می شد تحت امر وقومانده خود علیه مردمان بیچاره وبی گناه وبی دفاع شمالی سوق داد ومحشری از بیدادگری قتل عام جور ،چپاول ، غارت ، بی ناموسی وتجاوز وحشیانه را براه انداخت ٠ محروم غبار می نگارد : " محمد گل مومند درین ولایت قیافت فاتح بخود گرفته ودرکمال تکبر وبی گانگی با مردم پیش آمد دشمنانه ووحشیانه بنمود، او قوای حشری ونظامی را در تاراج خانه ها ، انهدام دیوارها باغها ومحراق قلعه ها بگماشت وخود مشغول شکنجه ، اهانت ، لت وکوب مردم بود واز قیام کنندگان جان می خواست ، آنها ییکه پول ،طلا و سلاح نداشتند چوب میزد ، دشنام های رکیک ودور از شرف انسانی میداد ، حتی به تأیید سایرتاریخ نویسان ، تهدید به احضار زنش در محضر عام می نمود٠ اگر در خانه های تلاشی شده زیورات بدست شان نمی آمد زنان خانواده را تهدید به فروبردن سوزن در پستانهای شان می نمودند به گذارش شماره ۵٨ ماه دلو روزنامه اصلاح ، یک ( محمد گل مومندازمردم شمالی ٣٩٨٣۴ دانه طلا و ١۴٩٢٠٦ سکه نقره از خانه دزدی و به نادر غدار تقدیم کرد البته این حساب روزنامه شامل زیورات وپول نقد واثاثیه خانه مثل قالین وظروف نمی باشد که لشکریان وحشی صفت با خود بردند ٠)" یک نفر پیر مرد شمالی که محمد عباس خان نام داشت در اظهاراتش راجع به وحشی گری های محمد گل خان مومند ولشکریان وحشی او چنین نقل میکند: " زمانیکه لشکریان جنگلی به خانه ما آمدند بعداز شکستاندن در وپنجره ها به خانه پسرم داخل شدند آرمونیه پسرم باز بود چند نفر ملیشه بخاطر صاحب شدن آرمونیه گویا که صندوق طلا است باهم به جنگ ودعواپرداختند تا بالاخره یکی از کلان های شان رسید وفورا" آرمونیه را بغل کرد وقتیکه دروازه آرمونیه در موقع بغل گرفتن بسته گردید ا خود صدایی بلندکرد ، دلگی مشر ترسید وآرمونیه را به زمین انداخت وهمه چند قدم دورتر از آرمونیه استادند واز ترس دست به آرمونیه نزدند( بعد دستار وپتوی مرا گرفتند ومرا بدرختی بستند وآنقدر چوبم زدند که از هوش رفتم ٠" (نقل قول از کتاب یغمای دوم منگلی ) ٠ همچنان شخص دیگری اظهار داشته است که وحشیان جنوبی دوشاب را که مردم شمالی از شیره انگور یا شیره توت درست میکنند ودر چلیک های چرمی یا داخل چاتی ها ذخیره میکنند ودر ایام زمستان با نان وچای صبحانه آنرا می خورند خیال کردند که روغن یا تیل شرشم یا تیل سیاه است ، درموهای دراز، بروت هاوچپلی های خود مالیدند ، چونکه آنها به چرب کردند موهای سر شان با تیل سیاه عادت داشتند ٠                                        وزیر محمد گل خان مومندکه  نخستین سردمدارفاشیسم ، اپارتاید نژادی و ستم ملی در افغانستان بود برای تطبیق پروژه های  فاشیستی وپشتونیزه کردن افغانستان وستم ملی براقوام شمال کشور به یک تعداد عناصر فاسد و جنایت پیشه ی دیگرنیز ضرورت داشت، آنجمله بااختر محمد( پدر داکتر نجیب الله ریس جمهور)  که در قریه ی میلن پکتیا چلی مسجد بود وصرف چند سوره نزد ملا بیش نخوانده بودواضافه از آن سوادی نداشت آشنا گردید وی  نخست در ولایت قطغن به عنوان شاطر زیر رکاب اسپهای محمد گل مومند وسپس با فرا گرفتن  تعلیم از مکتب درندگی محمدگل مومند وستم برمردم شمال به جاه ومقام رسیدوعلاقه دار قطغن مقرر گردید ، وحشت فطری وی با اندیشه فاشیستی محمد گل مومندسازگار گردید واین چلی مسجد بر سرنوشت مردم قطغن فرمان میراند وبا رشوه ستانی وچوروچپاول مردم در مسیر اندیشه فاشیستی محمد گل مومندحرکت میکرد، این جنایت کاران  فاشیست دریک اتحاد نا مقدس  تخم نفاق وستم ملی را در شمال کشورکشتند که اختر محمد بوسیله محمدگل به داود خان صدراعظم  وقت معرفی وسپس به عنوان وکیل تجار درپشاور پاکستان مقرر گردید،  این چلی مسجد ازطریق جاسوسی دوطرفه ودوشیدن گاو شیری "مساله پشتونستان "ورشوه ستانی ازتجار، صاحب ملیونها افغانی گردید و شعارش چهار "پ" بود،  پشتو، پشتون، پشتونستان، پکتیا٠ علاوه از پدر خاین داکتر نجیب مولانا عبیداله صافی سرمدرس مدرسه ی اسدیه  ،عبدالغفور خان از ناقلین سر پل ، حکیم بای از ناقلین بوینه قره ، عبدالجبار خان حکمران شبرغان ، داد محمد خان حکمران بلخ ، ضیاء خان ، مولانا حبیب الله معلم جبری کورس پشتو وغیره عناصر متعصب قبایلی در سر کوب مردمان بی گناه از ملیت های با فرهنگ تاجیک اوزبیک، هزاره وترکمن وقتل وکشتار آنها وبه بند وزنجیر کشیدن روشنفکران در صفحات شما کشور ثبت        تاریخ است٠ شیوه برخورد غیر انسانی وفتنه انگیزانه محمد خان مومند وهمراهانش دربرابر ملیت های غیر پشتون  روشنفکران سمت شمال را واداشت تامحافل مخفی وشب نشینی های را براه اندازند وراه چاره برای نجات مردم بجویندکه میتوان از اشخاصی چون میرزا محمد قاسم ، فیض الله بای ، سید عمر کرنیل سید صادق گوهری ، مولوی صاحب خال محمد خسته شاعر وعارف مشهور ، عبدالصمد جاهد، میرزا ثاقب شاعر، عبدالاحد رقیم ، میرزا غلام علی قانون ، سید حسین آقا، حلال الدین بدری ، شریف  شاه، قاری سید اکبر ، حاجی محمد علی ، حاجی عبدالرزاق نثاری ، میرزا فراح الدین ، نورمحمد رئیس روضه، سید شاه ، اکبر لالا، مولوی غلام حیدر ، مولوی محمد عثمان ، عبدالله نصار وغیره از ولایت بلخ نظیر قل ، نظر محمد نوا، ابوالخیر خیری از میمنه آقای کریم نزهی از اندخوی ، مخدوم اسماعیل از خلم ، سید محمد دهقان از کشم ولایت بدخشان ، وکیل محمد صدیق از رستاق ولایت تخارنام برد ٠ از کار نامه های جنایت باردیگر وزیر محمد خان مومند یکی اینست که ده ها جریب زمین آبی و للمی حاصل خیز مردمان صفحات شمال ، شمال شرق وغرب کشور را با جبر واکراه از مالکان اصلی آن غصب  وبرای ناقلان قبایل پشتون اعطاء کردکه ذکر تک تک آن با تفضیل از حوصله این نوشته خارج است  او با چنین بخشش  های خاینانه حقوق باشندگان اصلی وبومی مناطق شمال را لگد مال وصدای شکایات آنها را در گلو خفه کرد ، عده ای  را روانه زندانها نمود وتعدادی را بطورمخفی وعلنی بکام مرگ فرستاد وجمعی را به  ولایت کابل وسایر ولایات تبعیدکرد که سرنوشت این زندانیان ستم  فاشیستی محمدگل مومند کم ازآوارگان فلسطین بدست صهیونیست های یهودی نبود وشاید هم خون مشترکی در رگهای شان جریان داشت ٠وباین ستم ملی مردمان اصلی شمال را درولایات دیگر تبعید وخانه ها وزمین های شان  را به پشتون های ناقل بخشید  که این سیاست صیهونستی محمد گل مومند روی فاشیسم هتلری را سفید کرد ٠    محمدگل مومند بااین کارروایی های محیلانه وتفرقه جویانه  آتش نفاق ودشمنی را درمیان ملیت های برادر ساکن در کشورما برافروخت که منجر به قتل وخون ریزی وبرادرکشی دوامداری در افغانستان گردید ٠آتش  تبعیض نژادی ، سمتی وزبانی را بر افروخت واین دوزخ چی تمام امکانات وامتیازات را به قبایل پشتون و زبان پشتوقایل گردید وبا نسل کشی های بی حد ومرز وتضعیف زبان فارسی کمر خیانت بست وزبان فارسی را که طی صدها سال بشکل سالم وطبعی  رشد کرد و زبان شعر وادب و تحریر مردم و دربارگردید ، متاسفانه  شوونیست های زبانی خواستند تا این زبان مشترک و وحدت  همه اقوام را صدمه زده ،  زبان اقلیت ونامانوس پشتو را که که در حالت احتضار بود برزبان اکثریت مردم با خشونت تباری حاکم سازند٠  محمد گل مومند با سوء استفاده از مقام شامخ دولتی وصلاحیت های بی حد ومرز که استبدا نادری وهاشم خانی به او اعطا کرده بود  تمام مضامین مکاتب ،دانشکده ها وآموزشگاه ها را اززبان فارسی که زبان اکثریت جامعه بود به زبان نا آشنای  پشتو تبدیل نمود ،کورس های جبری زبان پشتو را بوجود آورد وبه مطبوعات وقت دستور داد که حتی عناوین  کتاب های  نویسندگان زبان فارسی باید حتما" به زبان پشتو باشد در غیر آن اجازه نشر داده نشود٠بنابر برنامه سازی های فاشیستی وی هزاران جلد کتاب باارزش فارسی  واوزبیکی طعمه ی حریق گردید درشمال کشور تمام کتیبه های خطی و سنگ های قبور را از بین برد  وحتی کتاب های درسی  مکاتب  رانابودکردند وبه جا ی آن ناشیانه به نشر کتب پشتو که ازهر نوع  ارزش علمی ، ادبی وفرهنگی تهی بود پرداختند که این زخم خونین در پیکر معارف ما تا هنوزپیداست ٠ محمد گل مومند نه تنها در ساحه تفرقه اندازی قومی وملیتی نقش خائنانه بازی کرد بلکه در ساحه فرهنگ وادبیات کشور نقش یک دشمن خون آشام را با زبان وفرهنگ فارسی بازی نمودوقرنهااین زبان را درزندان عقاید تنگ نظرانه فاشیستی خود زندانی کرد، که باین همه حسادت ابلیس مأبانه خود نتوانست سرسوزن هم کار سازنده ومثبتی برای زبان پشتو انجام دهد تا از یک فرهنگ غنی وسیال برخورشود وبتواند زبان ادب ،قلم ودانشگاهی گردد ،هم بزبان فارسی خیانت نمود وهم نفرت وانزجار مردم را بر علیه زبان پشتو بر انگیخت ٠ محمد گل مومند  با نیت شوم فاشیستی نام های تاریخی کشورراکه هویت  مشخص چندین صد ساله داشتنداز  تاریخ وجغرافیای کشور ما نابود کرد وبه جای آن اسم های جدید پشتونی برگزید و با چند خائن دیگر سرنوشت کشور ومردم را رقم میزد که این ترور هویتها  وتغییرنامهای تاریخی  خراسان لکه ننگی است بر جبین این نژاد پرستان٠ چنانچه درولایت هرات نام تاریخی منطقه سبزوار،که زادگاه  دانشمندانی چون مولانا حسین واعظ کاشفی  سبز واری بود به" شیندند" ونام پوشنگ یا فوشنج را که مهد زایش  طاهر پوشنگی بود  به" پشتون زرغون "تبدیل نمودند ولی تا امروز مولانا حسین کاشفی را بنام سبزواری یاد میکنند نه شیندندی که بعد از تغییر نام  شیندندایران با زرنگی اسم سبزوار را برای منطقه ی خود دزدید، واین خیانت آگاهانه در مورد قهرمان ملی ما طاهر پوشنگی نیزنا بخشودنی است طاهر پوشنگی عیار وسپه سالار بزرگ عرصه پیکار وسیاست که لشکر امین الرشید را تار ومار کرد ومامون الرشید را بر تخت دارالخلافه  ی عباسی در بغداد نشا ند وبه پاس همین خدمتش به حیث والی هرات مقرر شد وسپس اعلان استقلال میهن خود خراسان را از یوغ استعمار عرب وخلافت عباسی نمود، تا امروزکسی نگفته که طاهر" پشتون زرغونی"بلکه تاریخ خراسان وی را بنام طاهر   " پوشنگی" یا فوشنگی می شناسدندوهمچنان ابو مسلم خراسانی راهرگز ابومسلم افغان نگفتند ونمی شود تاریخ را با اسم  گذاری های فاشیستی گول زد ٠ محمدگل مومند درولایت هرات نام "قره تپه" را به "تورغندی" تغییرداد ٠ محمدگل مومند در صفحات شمال کشور نیز دستبردبه  نام های  تاریخی زد چنانچه در منطقه بلخ نام قریه" چهار باغ گلشن" را به" شینکی" ، نام" قلعه چه " را به" اسپین کوت "، نام" ینگی آرق را به "نویکوت" ، نام "دکبر جین" را به" شلخی" نام "هزاره چقیش" را به" استول گی " ، نام "رحمت آباد" را به "جرگی " ، نام " یول بولدی" را به "لیندی"، نام " ده دراز"را به "غشی" ، نام" قوش تپه" را به "منگولی"،نام "سمرقندیان" را به" زرغون کوت"، نام "حصارک " را به" اوغز "، نام "چهارسنگ" رابه "سلورتیگی"،نام پلاسپوش را به "زوزان " نام "عباد" را" به دیره گی " ، نام" چهل ستون" رابه"غندان" ، نام "کودوخانه را به " باندگی" ، "نام کشک عبدل رابه " بانده" ، نام "کول انبو" را به" منده تی"، نام بوینه قره را به شولگره گذاشت  جنایت نابخشودنی وبزرگ دیگرمحمد گل مومند که ازسرلج وعقده خودکوچک بینی وی ودشمنان فرهنگ وتمدن فارسی مایه میگرفت، تغییر نام  قریه بهاء الدین بودکه به افتخار زادگاه مولانا جلا ل الدین بلخی  به اسم پدرش" بهاء الدین " نامگذاری شده بود، متأسفانه بایک خیانت تاریخی وعقده وجنون فاشیستی به " اشپوله " تغییر نام داده شد ، معنی" اشپوله" را باید ازفاشیستان قبیله پرسید؟!  چرا اسم زادگاه بزرگترین دانشمند وشاعر زبان فارسی که افتخار بشریت است از زادگاه اش زدوده می شود تاایرانیان وی را به جهان از ایران امروزی معرفی نمایند ؟ واین قبیله سالاران بی فرهنگ خود میروند وازآن سوی  مرزهای پاکستان خوشحال ختک ورحمان بابا را پیدا نموده اسمهای جاده های این طرف مرز بنام خوشحال خان مینه ،مکتب خوشحال خان ، لیلیه خوشحال ورحمان بابا نامگذاری می کنند  مگر اپارتاید شاخ ودم دارد؟ نام " ایلمانی" را به" وچه ونه" ، نام سلطان خوجه ولی را به میروندی، نام "باغ وراق" را به " حاجی کوت"، نام " زاموکان" را به " کاکاکوت" ، نام " بنگاله" را " به ورخی" ، نام " آق تیپه" را به "اسپین کی" ٠ در شبرغان نام " تخت سلطان " را به" شین کوت" ونام "حسن تابین" را به" غزگی" ٠                در آقچه نام " آقچه نمای " را به " بتی کوت"، نام " گومک صالح" را به "بتی" ، نام " بوینه قره" را به " شولگره" ٠ در ولایت سمنگان نام قریه " گل قشلاق را به " جوغی" نام " کته قشلاق" را به " جگه بانده" نام "مینگ قشلاق" را به "زندی کوت " ، نام " لرغان" را به "کلای وزیر" ، نام " جوی زندان " را به "جوی ژوندون"، نام دره " زندان " را به دره ژوندون تغییر داد٠                                                          اگر مردم این مناطق نام اصلی وتاریخی آن را بر زبان میراندند مورد اذیت وباز داشت وشکنجه قرار میگرفتند ٠ مگر چه کسی کشور را به نام این فاشیست سجل کرده بود که با این همه صلاحیت عام وتام نام های تاریخی کشور را تغییر دهد  ؟    همچنان در جوزوجان بنابر هدایت محمد گل مومند "کمال الدین اسحق زی  " یازده نفر  دهقان اوزبیک را زنده پوست کرد وبعد مرده های شانرا در میان خرمن گندم آتش زد ، زمانیکه مردم برای شکایت این جنایت اسحق زی نزد ظاهر شاه آمدند حکومت وقت همه شکایت کنندگان  را نیز روانه زندان کرد ٠ محمد گل مومندودنباله روان وی نه تنها بادست درازی های بی شرمانه درتغییرنام صفحات شمال وغرب کشوراقدام کردند  بلکه با بیرحمی صیهونستی خود نام بسیاری از مناطق شهرکابل را به زبان پشتو واشخاص پشتون نام گذاری کردندو بخشهای از قدیمی ترین محل بودباش مردم اصیل  وزادگاه  روشنفکران نویسنده وشاعر کابل را بنام جاده "میوند!؟ "مسمی کردندوبا این پلان های فاشیستی غلام محمد فرهاد"پاپا" عقب اپارتمان های جاده میوندرا که قبلا" باغها وگل وگلزار بودند به بدرفت بزرگ ومتعفن شهر تبدیل نمودند،  نام  " کوته سنگی "که  نام  شاعره" بی بی سنگی" اولین زن سیاست مدار کابل زمین بود و اشعارش بدست عبدالرحمن خان افتاد و وی را در اتاق یا کوته" سنگی" محبوس کرد و طبق نوشته داکتر اسداله شعور نام کوته سنگی از نام این زن مأخوذ گردیده که با سیاست تنگ نظرانه  کوته سنگی به  " میرویس میدان "  تغییر نام داده شد ،  نام" ده بوری "را به " جمال مینه " ،نام بخشی از " شاه شهید وسیاه سنگ " را به نام " سید نور محمدشاه مینه" ومحلی در " ده افشار " را بنام سپین کلی" ، " قلعه ی جرنیل " رابنام " خوشحال مینه " وقستمی از قدیمی ترین نامهای شهر کابل را که بنام کوچه های " بازار ارگ ، خیابان ، پل خشتی ، کوچه علی رضا خان وشور بازار" یاد می شدند بنام " جاده نادرپشتون " نام گذاری گردید، ومحوطه  فواره های این محل را  " پشتونستان وات " نام گذاری کردند آنطرفتر" پشتنی تجارتی بانک "عرض اندام کرد،  نامها آب ورنگ فاشیستی ( پشتون تباری ) بخود گرفت وگویا هر زنده جانی باید بنام پشتو ، پشتون وپشتونستان نفس میکشید، همچنان مکرویان اول را بنام" نادرشاه مینه" ومنطقه وسیع دیگر را بنام " وزیراکبر خان مینه " نام گذاری کردند ٠ همچنان تعداد زیادی از مکاتب را در شهر کابل بنام اقوام پشتون کردند مگر درین شهرمادران اوزبیک ،هزاره وتاجیک هرگز فرزندانی  نزاده بودند مگر شهر خالی از شخصیت ها انقلابی ومبازرینی چون ، غبار، محمودی،سرور جویا ،  سعدالدین بهاء ، علی اصغر شعاع ،اسماعیل بلخی ، براتعلی تاج ، عبدالخالق  قهرمان ، ابراهیم صفا ، انور بسمل ، ،محمد ولی خان  دروازی ، طاهر بدخشی، مجید کلکانی ونویسندگان و شاعرانی چون  واصف باختری ، سپوژمی زریاب ، لطیف ناظمی وصدها ها تن دیگر بود؟  که مکاتب و دارالمعلمین ها و لیله های شهر کابل بنام افرادی که نه تنها از کابل بلکه از افغانستان نبودند نام گذاری شد چون مکتب و لیلیه  خوشحال خان و محلی بنام "خوشحال خان مینه" مسمی گردید وهمچنان لیله ومکتب رحمان بابا،  مکتب نازوانا(مادر میرویس هوتکی ) ، مکتب زرغونه ( مادر احمدشاه درانی ) مکتب ملالی ، شفاخانه بنام ملالی "ملالی زژنتون" و حالا جایزه اسکار دولت کرزی بنام ملالی است ملالی که هرگز وجود نداشته است  ( ملالی دختری  جعلی عبدالحی حبیبی بود تا از قندهار در جنگ میوند قهرمان زنی داشته باشند و این زن تا اکنون نه سال تولد دارد نه سال مرگ ، نه نام پدر ومادر ، نه گوری دارد و نه بیوگرافی ، چون تا حال عقل حکومت پشتونخواه برای این جعل عبدالحی حبیبی  کار نکرده بود  ممکن فردا باز برای ملالی قبر و سال تولد وسال مرگ ونام پدر ومادری بسازند و شاید مکتب دیگری را بنام مادر ومادر کلان ملالی افغان نام گذاری کنند) وهمچنان مکتب نادریه بنام نادرغدار دیره دونی ، مکتب حبییه بنام حبیب الله خان نوکر استعمار انگلیس ومکتب شادخت مریم و شاخت بلقیس نواسه های نادر دیره دونی وصدها نام دیگر بنام یک قوم خاص که  به این نامها در قندهار و جلال آباد وپکتیا و هلمند نیزجاهای مسمی شده ولی در مناطق پشتونی  هیچگاه یک محل یامکتب بنام  تاجیک ازبیک و هزاره و نورستانی نام گذاری نمی شود وهمچنانکه والی ها باید  پشتون باشند و باز میگویند" دا زمونژ بابا وطن " بابا هم  هویتش مشکوک  برآمد؟ ! گذشته از نامهای جاها در هیچ نقطه دنیا واحد پولی یک کشور به نام یک قوم نیست مثل " افغانی " و یا لباس  افغانی که متعلق به قوم بی هویت کوچی است بنام" لباس ملی" کشورجا زده شده است  و رقص مردم قبایل پشتون را بنام "اتن ملی "بالای همه مردم قبولانده اند که گویا ملیت های دیگر نه لباس دارند و نه رقص مخصوص  خودرا،  همه را در فرهنگ یک قبیله ذوب ومنحل کردن و خود در فرهنگ شهری دیگران ذوب نشدن از  اصول اساسی صهیونیزم است ٠  محمد گل مومند برای اشاعه این آرمان آگاهانه به اشخاصی جعل نویسی   چون حبیبی وچند تن پشتونخواه دیگر و پشتو تولنه ضرورت داشت تا با ساختن  ( پته خزانه ) به درمان عقده  های فرهنگی خودبپردازند ، اما به  ریش خود خندیدند ، بعدسرود ملی را که در حقیقت سرود فاشیستی  است  به زبان همان یک قوم خاص نواختند که امروز طبل رسوایی شان از بام اسرائیل پایین افتاد٠ این بود گوشه ناچیزی از جنایات محمد گل مومند ودنباله روان  سر در کفش، به امیدروزیکه مجسمه محمدگل مومند  را بنام بابای فاشیسم  صهیونیسم افغانی بسازند!   گردآورنده: م.ا.ن                                  منابع:سایت های انترنتی


 

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Wed 16 Nov 2011 ساعت 9 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


در انفجار ماین در فاریاب یک پولیس کشته و 17 غیرنظامی زخمی شدند

مقامات محلی ولایت فاریاب گفته اند در اثر انفجار ماین در ولایت فاریاب یک پولیس کشته شد و 17 غیر نظامی زخم برداشتند. این ماین در یک مرکب جاسازی شده بود و د ر ولسوالی غورماچ ولایت فاریاب  منفجر گردید. تا حال مسوولیت این رویداد را کسی به عهده نگرفته، اما در گذشته طالبان مسوول چنین حوادث خوانده شده اند.


 

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Tue 15 Nov 2011 ساعت 9 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


توزیع تخم های بذری به زارعین ولایت بلخ

مسسئولین ریاست زراعت ولایت بلخ از توزیع تخم های بذری اصلاح شده نزدیک به بیست و هشت هزار دهقان در ولایت بلخ خبر دادند.

این مطلب را محمد کاتب شمس ، رئیس زراعت و مالداری ولایت بلخ بیان داشته گفت روند توزیع تخم های بذری اصلاح شده برای زارعان ولایت بلخ آغاز شده است. امسال بیشتر از چهارده صد تُن تخم بذری اصلاح شده برای زارعان ولایت بلخ توزیع می شود.
آقای شمس، گفت که برای هر دهقان سه بوری کود کیمیاوی و یک بوری گندم بذری اصلاح شده اما در بدل یکهزار و پنجصد افغانی توزیع می شود.
وی، تصریح می کند که بهای اصلی این مواد پنجهزار افغانی می باشد که برای دهقانان با بهای نازل یکهزار و پنجصد افغانی توزیع می گردد.
برنامهء توزیع تخم های بذری و کود کیمیاوی برای دهاقین ولایت بلخ، با حضور داشت هیئت متشکل از شورای ولایتی، نماینده وزارت زراعت و نمایندگان ولسوالی ها صورت می گیرد.
این برنامه از چند روز پیش شروع شده و در چهارده ولسوالی ولایت بلخ عملی می گردد.
رئیس زراعت ولایت بلخ می گوید در مرحلهء نخست آن عده ازدهاقین که بی بضاعت هستند از این کمک ها مستفید می شوند. از سوی هم شماری از دهاقین که برای دریافت این کمک ها به اداره زراعت ولایت بلخ آمده اند، از توزیع این مساعدت ها ابراز قدردانی می کنند.
این در حالی است که رئیس زراعت ولایت بلخ، ابراز تاسف می کند از اینکه دهاقین این ولایت به سیزده هزار متریک تن تخم بذری نیازمند می باشد در حالی که سهمیهء آنان از سوی وزارت زراعت یکهزار و یکصد متریک تن گندم بذری مشخص شده است.


 

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Tue 15 Nov 2011 ساعت 10 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


کرزی صاحب، کمی بخود بیا!!

نویسنده: مختار وفایی

امسال برف باری ها و سرمای شدید زمستان خلاف پیشبینی ها و آمادگی های مردم ،آنها را غافلگیر کردند؛ برف باری ها در مناطق شمال افغانستان درحالی فرا رسیده است که مردم تاهنوز هیچ گونه آمادگی ی برای زمستان ندارندو از سوی دیگر اکثریت دهقانان تاهنوز کشت ها و کاشته های شان را جمع آوری نکرده اند. از سوی دیگر ضعف اقتصادی و نبود پول و امکانات در چنین حالتی برای مردم سخت نگران کننده است، درحالیکه سرمای زودهنگام زمستان فرارسید قیمت مواد سوخت نیز بالا رفت و حتی گاز سوخت درین روزها در شهر مزار شریف به ندرت یافت می شود واگر یافت هم شود خیلی به قیمت گزاف که اکثریت خانواده ها توان خرید آنرا ندارند، درچنین وضعیتی دولت نیز سرش در گریبان مشکلاتی گیر مانده که مردم را کاملاً از یاد برده و مصروف زدو بند های پشت پرده و معامله  با سرنوشت مردم می باشد. سرمای زمستان از یک طرف، نا امنی و تهدید طالبان از طرف دیگر به مشکلات و نا امیدی های مردم  روز به روز می افزاید و دیگر هیچ امید واری نسبت به دولت و آینده ی شان نمی بینند.  آقای کرزی و همراهانش بجای اینکه به سرنوشت مردم کشورش فکر کند درین روز و شب ها مصروف معامله و بدست آوردن رضایت بادارانش می باشد، که یگانه راه برای برآورده شدن این آرمانش تدویر لویه جرگه عنعنوی که خلاف قانون اساسی فغانستان می باشد می داند. و از سراسر کشور لوی های را به انتخاب خودش و همفکرانش در زیر خیمه ی بنام لوی خجرگه گرد هم می آورند و افکارقبیلوی و قبیله سالاری اش بر آنها که هیچ آگاهی از ین گونه موارد ندارد تحمیل می کند. کسانیکه درین جرگه دعوت شده است به گفته ی آگاهان امور سیاسی به هیچ وجه نمی توانند نماینده های مردم تلقی شوند؛ چون درانتخاب این اشخاص  مردم هیچ نقشی ندارشته و گفته می شود همان چهر های تکراری هستند که همواره در برابر  حرف های کرزی "بلی گوی" بوده اند و هیچ پایگاه مردمی ندارند. پارلمان مرجعی دیگریست که مردم کم و بیش به آن امیدوارهستند اما پارلمان  هم توسط مداخله ها و بازی های سرنگون کننده کرزی از مشکلات داخلی اش فایق نمی آید و تاهنوز گفته ی یکی از مشاوران کرزی درگیر همان "گپ های مفت" هستند. کمیته ی که تحت نام (کمیته ی حالت اضطرار) از سوی حکومت ساخته شده فقط زمینه ی بدست آوردن معاش برای چند تن از اشخاص مشخص می باشد و این کمیته تاهنوز در بدترین شاریط سرما و گرمای سال به مردم  اندک توجهی نکرده و و فقط مردم گا گاهی نام این کمیته را از سوی رسانه ها شنیده است آن هم در مواردی که این کمیته مورد انتقاد شورای ملی یا رسانه ها قرار گرفته است.بی کفایتی حکومت کرزی درین ده سال گذشته از مردم ما بهای زیادی را گرفته است، قتل ،کشتار، و نا امنی همه و همه به سیاست های بر می گردد که کرزی خلاف منافع ملی و سرنوشت مردم درین ده سال روی دست داشت و اکنون که سرنوشت حکومت و مردم به پرتگاه نابودی نزدیک است باید کرزی و همراهانش کمی بخود آیند تا بر افغانیت آنها مردم شک نداشته باشند.



 

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Mon 14 Nov 2011 ساعت 10 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


خر همان خر است؛ و لی پالانش عوض شده!!!

نویسنده: مختار وفایی

رژیم استبدادی و خون آشام طالب طی سال های که در کشور ما حاکم بود از هیچ گونه ظلم و استبداد در برابر شهروندان این کشور دریغ ن,ورزید؛ این برهمه گان هویداست که "طالب" یک پروژه ی ساخته شده بدست دشمنان مردم افغانستان بخصوص سازمان جاسوسی کشور همسایه ما پاکستان می باشد؛پاکستانی ها  از طریق طالبان توانستند سال های زیادی افغانستان را با میل خودشان برقصانند و آرمان های شوم شان  را درین سرزمین عملی کنند.بعد از  این که برج های دوقولو در نیویورک مورد حمله ی گروه القاعده که پیوندی نزدیکی با "طالب" دارد قرار گرفت،جامعه ی جهانی بخصوص ایالات متحده امریکا بدین باور شدند که با  یورش بردن به افغانستان و آوردن ملیاردها دالر  و هزاران جنگجو درین کشور شاید بتواند ریشه ها ی تروریزم را از روی زمین بر چیند. البته این شعار آنها می باشد نه خواست شان! با آمدن جامعه ی جهانی در افغانستان و برچیدن پرچم طالبان از آسمان افغانستان مردم ما بدین باور بودند که بعد از این چیزی بنام طالب ، قتل ،کشتار و  وحشت را نمی بینیم ، اما این آرمان ها خواب و خیالی  بیش نبود. بزودی دیدیم که امریکا یی هاحکومت دست نشانده ی را با اندیشه ی طالبانی راه اندازی کردند و زمینه های دزدی و آدم کشی را برای خودشان و همفکرانشان درین سرزمین  آماده ساختند و هیچ کس به شمول "رییس" دولت نمی تواند در برابر این اعمال وحشی گرایانه ی شان لب باز کنند. حالا مردم درک کردند که طالبان هنوز بر کشور حاکم اند و با خیال راحت و رهنمایی های "طالب دوستانه" ی جامعه ی جهانی و همکاران افغانی شان که  همان"طالبان نکتایی دار" هستند هر کاری را که در هر گوشه ی از کشور بخواهند انجام می دهند؛. اندیشه های طالبانی و طالبان نکتایی دار که بدتر از  طالبان مسلح و ریش دار و لنگی دار هستند امروز در بزرگترین و مهمترین ادارات حکومت تکیه زده اند و زمینه های وحشت گرایی را برای همفکران و اربابان شان شان آماده می کنند. طوریکه چندی قبل خود طالبان گفتند: ما در بزرگترین و مهمترین  ادارات دولتی افغانستان همکار و رهنما داریم. کرزی که این خون آشامان را به عنوان "برادر" خطاب می کنند تاهنوز این "برادران" کرزی از ملت ما قربانی های زیادی گرفته اند و هر روز در برابر هر "برادر" گفتن کرزی از مردم  ده ها قربانی می گیرند. حالا کار بجایی رسیده که اندیشه های طالبانی در دانشگاه های کشور راه باز کنند و از آنجا مردم را هدف قرار دهند. حضور جامعه ی جهانی در افغانستان هر روز بر مشکلات مردم این سرزمین می افزاید و هر روز از مردم قربانی می گیرد. امریکا که سردمدار این جنگ و "مبارزه" است شعارش از بین بردن دهشت، تروریزم و فراهم ساختن صلح و  امنیت به شهروندان افغانستان می باشد؛اما خودش یکی از بزرگترین حامیان و پشتوانه ی طالبان و دیگر گروه های دهشت افگن می باشد که همانند پاکستان هیچ گاه نمی خواهد در افغانستان یک حکومت مستقل ، آزاد، با صلح و امنیت کامل بوجود بیاید، امریکا افغانستان را بهترین مکان برای برآورده شدن آرمان هایش در منطقه می داند و همواره اهداف خودش را در افغانستان جستجو میکند. تجربه ده سال گذشته به ما این را می آموزاند که: "امریکا و جامعه ی جهانی حامی اصلی تروریزم و  وحشت گرایی در منطقه است و درین ده سال ترور شخصیت های ملی  وکشتار  افراد  بی گناه ملکی همه زیر سایه این ها طرح ریزی و توسط مذدوران شان عملی شدند"

نگارنده ی این مطلب بدین باورست که جامعه ی جهانی باید بازی موش و پشک را با سرنوشت مردم افغانستان بس کند و اگر واقعاً می خواهد گلیم ترویزم و طالب را از منطقه و افغانستان برچیند باید اول اندیشه های طالبانی را که بالای گرده ی مردم افغانستان سوار کرده اند دورسازند وطالبان نکتایی دار را که عامل اصلی پیدایش و دوام جنگ و بدبختی مردم افغانستان است از بین برده و بعداً راه برای از میان برداشتن چندتا مذدور و دست نشانده" آی اس آی " هموار خواهد شد.اینجا همان ضرب المثل عامیانه ی مردم افغانستان ایجاب می کند که میگویند: "خرهمان خر است ولی پالانش عوض شده" امروز طالبان در افغانستان حضور دارد اما بگونه ی ماهرانه تر و زیر سایه دشمنان دوست نما!



 

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Fri 11 Nov 2011 ساعت 11 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


آتش سوزی یک مارکیت در شهر مزارشریف به دوکانداران دوصد هزار دالر امریکایی خساره وارد کرد

 

این آتش سوزی  که بعد از ظهر روز پنج شنبه در یکی از مارکیت های قالین فروشی در شهر مزارشریف به وقوع پیوست گفته میشود که شارتی برق عامل این آتش سوزی بوده است.به گفته یدوکارنداران محل و مسوولین امنیتی درین آتش سوزی 13 دوکان حریق گردیده و حدود دوصد هزار دالر امریکایی خساره مالی درپی داشته است،ساختمان های غیرمعیاری وسی...ستم برق کهنه ازجمله مواردیست که بیشترین نقش را درچنین واقعات دربلخ داشته است.این آتش سوزی درقسمت غربی روضه شریف مسما به "دروازه بلخ" دریک مارکیت قالین فروشی اتفاق افتاده است که به گفته شاهدان عینی نخست کیبل های برق منطقه شارتی نموده وبراثرآن آتش به قالین های نزدیکی سرایت میکند،دوکان داران این منطقه میگویند درنخستین لحظات این آتش قابل محاربوده که آنان به اطفایه ولایت بلخ تماس گرفته اند ولی ماءمورین اطفاییه بیش ازنیم ساعت آنان را به انتظارگذاشته اند،که درجریان این نیم ساعت بیشترین خسارات برآنان وارد گردیده است.درهمین حال مسؤلین اطفاییه ولایت بلخ میگویند که تاکنون علت اساسی وخسارات ناشی ازاین واقعه معلوم نیست امااگرجریان آتش سوزی محارنمیگردید،این آتش یک قسمت شهررا کاملا ازبین میبرد.
آتش سوزی هادرمکانهای تجارتی طی چندسال اخیربیشترین آسیب رابه تاجران وسرمایه گذاران ولایت بلخ رسانده است که معیاری نبودن ساختمان هاوسیستم برق این ولایت یگانه عامل این حادثات خوانده شده است،ودراین اواخرمسوولین ولایت بلخ طی تصویب مقرره خواستارتخریب وبازسازی ساختمانهای غیرمعیاری داخل شهرمزارشریف واطراف روضه مبارک گردیده اند که دربرخی نواهی کارعملی آن آغازگردیده.
                                                           "آیینه ی شمال"
 


 

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Fri 11 Nov 2011 ساعت 2 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


دو حمله مسلحانه در ولسوالی شولگره ولایت بلخ 6 کشته و 8 زخمی برجای گذاشت.

صبح روز پنج شنبه(۱۲ عقرب ۱۳۹۰) مردان مسلح ناشناس در مسیر قریه باران گور ولسوالی شولگره بالای یک موتر مسافربری "سراچه" که حاملین این موتر بسوی بازار این ولسوالی درحرکت بودند حمله نموده و دوتن آنان را کشته و چهارتن شان را زخمی ساختند به گفتی ولسوال این ولسوالی مردان مسلح تمام اموال و دارایی های باخود داشته ی این افراد را باخود برده و در میان کشته شده ها یک کودک نیز شامل می باشد. درین رابطه تاهنوز هیچ کسی دستگیر نشده و کسی مسوولیت این حمله را نیز برعهده نگرفته است . ولسوال شولگره میگوید این قریه ۳۵ کیلومتر از مرکز ولسوالی فاصله دارد و راه های صعب البعبوری که درین مسیر است باعث گردیده که دزدان مسلح فرارکنند.طبق یک خبر دیگر افراد مربوط به گروه طالبان عصر روز پنج شنبه در قریه رحمت آباد این ولسوالی بالای نمازگزاران حمله نموده و به شمول یک قومندان حربکی چهار سربازش را به قتل رسانده و شش تن دیگر را زخمی نموده است. ولسوال ولسوالی شولگر می گویدکه: نمازگزاران در حال نماز بودندو حتی در سجده بوده که طالبان بالایشان حمله نموده  و ان ها را غافلگیر نموده است. ولسوال شولگره میگوید: افراد فراری طالبان که توسط عملیات پولیس ملی از ولسوالی های چمتال و چهار بولک رانده می شود در شولگره پناه می آورد و این باعث ناآرامی های شولگره شده است. این حمله را طالبان به عهده گرفته و گفته است که هشت تن را به شمول یک قومندان حربکی کشته است. (آیینه ی شمال)


 

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Fri 4 Nov 2011 ساعت 11 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


کدام یک مشروعیت ندارد:شورای ملی یا جرگه عنعنوی؟!

نویسنده: مختاروفایی

هلال الدین هلال یکتن از اعضای برگزاری لویه جرگه عنعنوی  چند روز قبل در گفتگوی با یکی از روزنامه های کابل گفته بود که: برگزاری لویه جرگه بخاطر مشروعیت نداشتن شورای ملی می باشد. در قانون اساسی افغانستان شورای ملی ،شوراهای ولایتی و شوراهای ولسوالی به عنوان جرگه ها و  شوراهای مردم معرفی شده است. و در صورت عدم موجودیت این شوراها رییس جمهور باید به برگزاری جرگه ها و شوراهای مشورتی دیگر اقدام کند. در حالیکه کشور دارای شورای ملی می باشد و مردم به نماینده هایشان رای دادند به این امید که مشکلات مردم از طریق این شورا و نمایندگان حل گردند.متاسفانه رییس جمهور که خودش این شورا را افتتحاح نموده است اقدام به بستن درهای این شورا نموده و در کارهای داخلی این شورا عملاً مداخله و دست درازی می کند. لویه جرگه عنعنوی که اکثر نمایندگان شورای ملی با برگزاری ان مخالف است و آنرا درمغایرت با قانون اساسی و منافع ملی می داند،رییس جمهور با چند تن از نمایندگانی را که در قبضه دارند دست به برگزاری  چنین جرگه ی زنده اند.اعضای این جرگه می گویند: افرادیکه درین جرگه شرکت می کنند نمایندگان مردم از ولسوالی ها و لایات هستند درحالیکه نمایندگان مردم در شورای ملی حضوردارند.!از سوی دیگر گفته می شود که مصارف این جرگه را وزارت مالیه ی کشور پرداخت می کند، پول بیت المالی  که باید در جاهای مثمر به مصرف برسد متاسفانه بار دیگر در برنامه های نمایشی و پروژه یی به مصرف می رسد که هیچ امیدواری نسبت به آینده و عواقب اینچنین کارهای دولت نمانده است.

یکی از بحث های که مدت هاست رسانه ها و مردم را به خود مصروف ساخته ایجاد پایگاه های دایمی امریکا و امضای پیمان استراتیژیک با امریکاست که گفته می شود درین جرگه روی آن بحث خواهد شد؛بحث دیگری که در فهرست بحث های این جرگه درنظر گرفته شده، چگونگی مصالحه با" برادران ناراضی "آقای کرزی می باشد. متاسفانه آقای کرزی و دستگاه همراهش تاهنوز این را درک نکرده که در ده سال گذشته برادران ناراضی اش دنبال چه اهدافی بوده است و باید از کدام آدرس و استیژی با آنها سخن گفت. ریشه های طالبان و حامیان آنها در کویته و کاخ و سفید و امارات عربی هستند و کرزی درینجا مصروف جرگه بازی و کمیسیون سازی های بیهوده که جز قربانی دادن شخصیت ها و از دست دادن ملیون ها افغانی از پول بیت المال ثمری دیگری برای مردم افغانستان ندارد. گفته می شود افرادی که درین جرگه اشتراک می کنند همان چهره های تکراری و فرمایشی از سوی والیان و وزیران می باشد و هیچ گونه جنبه ی مردمی و مدنی درین جرگه دیده نمی شود. آگاهان امور سیاسی معتقدندکه: کرزی می خواهد با برگزاری جرگه عنعنوی مشروعیت شورای ملی را زیر سوال برده و آنرا منحل اعلام کند، آنها میگویندکرزی در ده سال گذشته همواره خلاف ملی حرکت کرده و در هیچ گونه تصمیماتش نظریه ها و مشوره های مردم نقش نداشته و برگزاری این جرگه نیز فقط نمایشی بود ه و تصمیم در جاهای دیگر با حضور" دیگران" گرفته خواهد شد.

 


 

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Wed 2 Nov 2011 ساعت 9 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت


نمایش و فروش صنایع دستی زنان در بلخ

نزدیک به چهل خانم صنایع دستی تولیدی خود را در بازار رابعه بلخی در معرض نمایش و فروش گذاشتند.
زنان ولایت بلخ در تلاش هستند تا هر چهارشنبه را به عنوان روز بازار صنایع دستی زنان ترویج گردد.
فریبا مجید رئیس امور زنان ولایت بلخ می گوید، هدف از راه اندازی نمایش صنایع دستی، فروش صنایع
تولیدی دستی زنان و وتقویه بنیه های اقتصادی آنان می باشد.
به گفته وی، در این روز 36 ...خانم صنایع تولید دستی خود که شامل دست دوزی، قالین های خورد کوچک،
سبد های بافته شده و اشیای تزئینی می باشند را در معرض فروش گذاشته اند. عطا امیری مسؤل برنامه های
زر دوزی که برنامه را به راه انداخته است می گوید، که خانم های خانه محصولات دستی خود را به نمایش
گذاشته اند تا بازار ایجاد شده مختص عرضه و فروش تولیدات صنایع دستی زنان رونق بیشتر پیدا کرده و
زنان نیز از این طریق سطح اقتصاد فامیل شان را بلند ببرند.
این درحالیست که بازار رابعه بلخی نخستین بازار مختص زنان بوده که از سوی برنامه انکشافی ایالت متحده امریکا ( یو اس ای آی دی) ساخته شده است.
"آیینه شمال"


 

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Wed 26 Oct 2011 ساعت 8 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


حریق تانکرتیل درپروان 42 کشته وزخمی برجاگذاشت

دراثرانفجاروحریق شدن یک عرTanker_bornedاده تانکرتیل درمنطقهء دشت رباط نزدیک به دوسرکه بگرام ولایت پروان 4 تن کشته و38 تن دیگرجراحت برداشتند.

این رویداد حوالی ساعت 7:30 شب گذشته ازاثرماین چسپکی کارگذاری شده رخ داده است.

خانم روشناخالد سخنگوی والی پروان میگوید که این تانکرمربوط نیروهای ائتلاف بوده که تیل را ازحیرتان به میدان هوائی بگرام انتقال میداد.

وی گفت که تانکرمذکورنخست به علت انفجارماین چسپکی سوراخ شده وپس ازآنکه مردم محل جهت بدست آوردن تیل دراطراف تانکرتجمع میکنند حریق رخ داده است که درنتیجه تلفات جانی وخسارات مالی ببارآورده است.

او می افزاید که ازاثرحریق شدن این تانکرهفت عراده موترتیزرفتارو پنج عراده موترسایکل که ازمسیرجاده عبورمیکردند نیزحریق گردیده است.

به باوروی یکتعداد ازراکبین موترهای تیزرفتاروموترسایکل ها که دراین رویداد حریق شده اند نیزشامل افراد کشته شده ورخمی ها هستند.

سخنگوی والی پروان تصریح نمود که مجروحین این حادثه به شفاخانه های ایمرجنسی پنجشیر، پروان وکابل انتقال داده شده اند.

ازسوی دیگرداکترقسیم سعیدی رئیس صحت عامه ولایت پروان به آژانس خبری روزگفت که تاکنون 38 زخمی وچهارکشته به شفاخانه های پروان وبگرام منتقل گردیده است.

اومیگوید که اکثریت مجروحین این رویداد را جوانان تشکیل میدهند که وضعیت صحی شمار زیاد آنها به علت  درجه سوختگی زیاد وخیم میباشد.

سعیدی اذعان داشت که یکتعداد اززخمی ها که وضعیت صحی شان وخیم بوده به شفاخانه های کابل منتقل شده اند.

درعین حال نیازمحمد یکتن ازشاهدان عینی به روزگفت که نخست تانکرتیل ازجاده منحرف وواژگون گردید وبعداً که مردم محل به منظوربدست آوردن تیل دراطراف تانکریادشده جمع شدند حریق صورت گرفت.

این شاهد عینی اضافه کرد که  او قبل ازمنحرف شدن وواژگون شدن تانکرصدای مهیب انفجار رانیز شنیده است .

این درحالی است که طی یکماه اخیرچندین بار است که ازاثرانفجارماین های چسپکی موترهای اکمالاتی نیروهای ائتلاف دراطراف میدان هوائی بگرام حریق میگردد.


 

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Wed 26 Oct 2011 ساعت 2 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


بانک نوت های فرسوده در ولایت بلخ به آتش کشیده شد.

مقامات بانک مرکزی علت فرسوده شدن بانک نوت های افغانی را استفاده نادرست از آن می خوانند.
محمد عیسی تراب، معاون بانک مرکزی که در راس یک هئیت جهت حریف بیش از یک میلیارد و 230 میلیون افغانی به ولایت بلخ سفر کرده، به رسانه ها اظهار داشت، استفاده بیش از حد پول در کشور و استفاده نادرست از پول باعث می گردد تا پول زود فرسوده شده و مردم با مشکلات مواجه شوند.
وی گفت بانک نوت ها از بودجه دولت به چاپ می رسد و فرسوده شدن زود هنگام پول به زیان دولت می باشد. باشندگان و صرافان بلخ با تائید استفاده نا درست از پول می گویند، موجودیت پول های فرسوده و کهنه در بازار آنها را با مشکلاتی مواجه ساخته اند.آنان همچنین می گویند، در بدل پول حریق شده پول جدید به بازار عرضه نمی گردد. اما معاون بانک مرکزی می گوید، زمانی که پول های کهنه و فرسوده از بازار جمع آوری می گردد، در عوض آن پول جدید عرضه می گردد. این نخستین مورد حریق پول در سال جاری در ولایت بلخ می باشد که در جریان سه روز حریق گردید. این در حالی است که به گزارش رادیو کلید، با وجود سپری شدن وقت کم از چاپ پولهای جدید افغانی، دیده می شود که بسیاری از انها کیفیت خود را از دست داده اند.
شماری از آگاهان می گویند، دولت باید برنامه های مناسبی را جهت ترویج فرهنگ نگهداری پول و ارزش دادن به آن را روی دست گیرد تا از فرسوده شدن زود هنگام و همچنان از ضربه اقتصادی نیز جلوگیری به عمل آید.


 

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Wed 26 Oct 2011 ساعت 2 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


يک حادثه ترافيکى ٥ کشته و مجروح بر جا گذاشت

دوحادثه ترافیکی در ولایت سمنگان،دو کشته وسه زخمی بر جا گذاشت.سمونمل محمد ابراهيم مديرترافيك ولايت سمنگان به پژواک گفت که حادثه اول شام روز گذشته،زمانی بوقوع پیوست که يكعراده موتر كرولا، ازاثر تيز رانى دريور، در منطقه لرغان ايبك از سرك منحرف وواژگون گرديد.

وی افزود که در این حادثه ٣ تن از راكبين موتر مذکور زخمى شد.

موصوف علاوه نمود که حادثه دومى ،ساعت هفت شب گذشته دراثر تصادم يك موتر كرولا، با یکعراده تانکر گاز، در منطقه غزنيگك ولسوالى حضرت سلطان اين ولايت بوقوع پیوست که درنتیجه، ٢  تن  راكب موتر كرولا جان باختند.

مديرترافيك گفت که مجروحین به شفاخانه ولايتى سمنگان انتقال وتحت مراقبت صحى قرار گرفتند .

عبدالحسيب یکتن از داکترا ن شفاخانه یادشده ،وضعیت مجروحان حادثه ترافیکی را خوب خواند.

څارمن عبدالرزاق آمرحادثات ترافيك سمنگان از افزايش دو برابر حادثات ترافيكى ، به مقايسه سال گذشته درآنولايت خبرداده گفت :"طى هفت ماه گذشته سال روان درشاهراه عمومى كابل مزاردر مربوطات اين ولايت  ٦٩ حادثه ترافيكى به وقوع پيوسته كه ٣٦ قربانی و١٢٥ تن ديگر كه شامل زن مرد وطفل بودند؛ زخمى برجا گذاشته است ،درحالیکه در هفت ماه اول سال گذشته درهمين مسير ٤٦ حادثه به وقوع پيوسته ،٢٩ تن قربانی وحدود ٨٠ تن زخمى برجا گذاشته بود.

وی علت افزايش حادثات ترافيكى را دراين سرك تراكم بيش از حد وسايط   ،اكمالات قوت هاى آيساف ازاين مسير، كم عرض بودن سرك  وبى احتياطى دريوران ، عنوان نمود.   پژواک


 

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Tue 25 Oct 2011 ساعت 9 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


مساعدت به بیش از دو صد خانواده بیجا شده در سرپل

بیشتر از دو صد خانوادهء بیجا شده در ولایت سرپل از کمک های سازمان ملل Aidمتحد در امور پناهندگان در شمال کشور مستفید شدند.

این کمک ها شامل مواد غذائی و غیر غذائی می باشد که برای دو صد و سی خانواده امروز سه شنبه 3 عقرب توزیع شده است.

فهیم همدرد، مسئوول روابط عامه کمیشنری سازمان ملل متحد در امور پناهندگان در شمال کشور به آژانس خبری روز گفت این خانواده ها از اثر جنگ و خشکسالی از ولایت های غور، فاریاب و سرپل به مرکز ولایت سرپل بیجا شده اند.

وی، می گوید برای این خانواده ها که پنج ماه پیش از  محل اسکان شان بیجا شده اند و در وضعیت نگران کننده به سر می برند، مواد غذائی و غیر غذائی کمک صورت گرفته است.

مواد غذائی شامل آرد، برنج و روغن می باشد که برای هر خانواده، پنجاه کیلو گرام آرد، ده کیلو برنج و سه کیلو روغن توزیع شده است.

مواد غیر غذائی مشمول کمپل، سیت آشپزخانه، ترپال و بشکه آب است.

مسئوول روابط عامه کمیشنری سازمان ملل متحد در امور پناهندگان در شمال کشور، می گوید برای هر خانواده بیجا شده، شش تخته کمپل، یک سیت آشپزخانه، دو تخته ترپال و دو بشکه آب توزیع شده است.

شماری از خانواده های که از این کمک ها بهره مند شده آنرا سودمند اما بسنده نمی دانند.

صالح محمد، یک تن از این بیجا شده گان که از ولسوالی بلچراغ ولایت فاریاب به مرکز سرپل بیجا شده است، با ابراز قدردانی از این کمک ها می گوید که آنان بیشتر از این نیازمند به کمک هستند.

او خاطر نشان ساخت که نا امنی و خشکسالی سبب شده تا او همراه با ده ها خانواده دیگر محل دایمی شان را ترک گویند و به مرکز سرپل اقامت گزینند اما در اینجا نیز با دشواری مواجه هستند.

نبود سرپناه، ناتوانی اقتصادی، بیکاری از چالشهای اصلی است که فرا راه این بیجا شده گان قرار دارد.

عبدالکریم، یک تن دیگر از این بیجا شدگان می گوید که زمستان در راه است، مواد سوخت نیز به اندازه کافی در دست ندارند، آنها در وضعیت بسیار بد زندگی می کنند.

او گفت از این کمک های که دریافت کرده اند، خوشحال می باشند اما انتظار دارند که دولت و موسسات کمک کننده، آنها را در فصل زمستان کمک بیشتر نمایند.


 

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Tue 25 Oct 2011 ساعت 9 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


صدها دانش آموز از مکان مناسب آموزشی در بلخ بهره مند شدند

تعمیر مکتب متوسطه پسرانه غلام حضRawza_mobarak_3رت در ولسوالی دهدادی ولایت بلخ از سوی نیروهای نظامی آمریکائی مستقر در قول اردوی 209 شاهین بازسازی شد.

با بازسازی این مکتب، نزدیک به پنجصد دانش آموز پسر از یک مکان مناسب آموزشی بهره مند شدند.

غلام رسول روستائی، مدیر معارف ولسوالی دهدادی به آژانس خبری روز گفت نیروهای آمریکائی علاوه بر بازسازی این مکتب، 150 پایه میز نیز به این مکتب مساعدت کرده اند.

این نیروها، برای شاگردان، قرطاسیه باب که شامل 14 قلم جنس می باشد با یک دستکول کمک نموده اند.

مدیر معارف ولسوالی دهدادی می گوید نیروهای آمریکائی مستقر در قول اردوی 209 شاهین، در حال حاضر کار بازسازی و نوسازی مکاتب عابده بلخی، لیسه صالح محمد و نسوان ابو زید را نیز در همین ولسوالی شروع کرده اند.

از سویی هم شماری از شاگردان مکتب غلام حضرت که از ختم کار بازسازی تعمیر مکتب شان ابراز خرسندی می کنند، می گویند حالا آنها از صنف های رنگ شده و مناسب بهره منده شده اند.

عبدالغفور، دانش آموز صنف شش این مکتب به آژانس خبری روز گفت: (( ما میز و چوکی نداشتیم، روی فرش می نشستیم حالا ای نیروها میز و چوکی کمک شده و به ما قلم و کتابچه نیز داده، خیر بیبینند.))

یار محمد، یکی دیگر از این دانش آموزان، می گوید که مکتب آنان میدان والیبال نداشت اما اکنون نیروهای آمریکائی یک میدان والیبال نیز اعمار کرده است.

او گفت شاگردان از نداشتن میدان والیبال در مکتب شان محروم بودند که این محرومیت نیز مرفوع شده است.

مسئوولان معارف در ولسوالی دهدادی می گویند که در این ولسوالی در مجموع 26 مکتب که شامل 13 لیسه، 7 متوسطه و شش ابتدائیه می باشد، وجود دارد.

در این مکاتب 31279 شاگرد دختر و پسر درس می خوانند که توسط 876 آموزگار تدریس می شوند.

دو مکتب در این ولسوالی به دلیل دور بودن از مرکز ولسوالی تعمیر ندارد و شاگردان مجبور هستند که در تعمیر کرایی و یا هم در مساجد درس بخوانند.


 

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Tue 25 Oct 2011 ساعت 9 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


باید شمار سربازان مرزی در شمال افزایش یابد.

فرمانده پولیس مرزی در شمال کشور می گوید برای داشتن مرزهای مطمئن در حوزه شمال نیاز است که پنجاه در صد شمار پولیس مرزی افزایش یابد. جنرال حبیب الله سید خیلی، فرمانده حوزه پنج پولیس سرحدی در شمال کشور گفت در حال حاضر یکصد و بیست پوسته امنیتی در امتداد مرزهای مشترک افغانستان با کشورهای همسایه وجود دارد. وی می گوید این پوسته ها ده ها کیلومتر با هم فاصله دارند در حالی که برای امنیت مطمئن مرزها نیاز است تا این فاصله ها کمتر شود و این کار نیاز به افزایش شمار سربازان مرزی دارد.
جنرال حبیب الله سید خیلی به موضوع تجهیزات دست داشته سربازان مرزی نیز پرداخته و اظهار داشت که هر چند آنان نسبت به گذشته تجهیز شده اند اما این تجهیزات کافی نمی باشد.
فرمانده پولیس مرزی در شمال از آموزشهای مسلکی سربازان پولیس مرزی سخن گفته و گفت در مدت دو سال گذشته بیشتر از چهار هزار سرباز مرزی آموزشهای مسلکی را فرا گرفته اند.
بر اساس اطلاعات روز، این سربازان در مرکز آموزشی پولیس مرزی بلک واتر در شهر شبرغان مرکز ولایت جوزجان در برنامه های آموزشی سه ماهه، آموزشهای مسلکی را یاد گرفته اند.
جنرال سیدخیلی، می گوید که 161 تن از سربازان پولیس مرزی بعد از سه و نیم ماه آموزش گواهینامه هایشان را از همین مرکز به دست آورده و فارغ شدند.


 

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Sun 23 Oct 2011 ساعت 6 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


برف باری شدید در سالنگ ها حادثه آفرید!

در یک حادثه ترافیکی در سالنگها یک نفر جان داد و 13 نفر زخمی گردیده است.
با آنکه مسؤلان امور در سالنگ ها از ریزش برف شدید خبر می دهند در همین حال در یک حادثه ترافیکی در سالنگ ها یک نفر جان داد و 13 نفر زخمی گردیده است. جنرالرجب، مسؤل حفظ و مراقبت سالنگها با تأیید این خبر به باختر گفت که ریزش برف در سالنگها از نیمه شب گذشته آغاز و تاکنون به شدت ادامه دارد.
به گفته وی، ریزش برف توأم با غبار ساحه دید برای رانندگان را محدود ساخته از این رو باید رانندگانی که می خواهند شاهراه سالنگها را عبور کنند وسایط شان باید با تجهیزات زمستانی مجهز باشند.
مسؤل حفظ و مراقبت سالنگها همچنان گفت که در 24 ساعت گذشته یک موتر لاری با دو عراده کرولا برخورد کرد که در نتیجه یک تن جان خود را از دست داد و 13 فرد دیگری زخمی گردیده است .


 

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Sun 23 Oct 2011 ساعت 6 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


بهبود وضعیت امنیتی در قندوز

مقام های محلی در قندوز از بهبود یافتن اوضاع امنیتی در این ولایت خبر می دهند.
به گزارش تلویزیون آریانا، محمد انور جیگدلگ، والی قندوز می گوید با وجود آنکه مخالفان مسلح دولت در تلاش اند که شاهراه کابل- شیرخان بندر را مسدود کنند اما ایجاد پاسگاه های جدید امنیتی و افزایش گشت زنی های نیروهای پولیس در مسیر این شاهراه مخالفان مسلح را برای رسیدن به این هدف ناتوان ساخته است.


 

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Sun 23 Oct 2011 ساعت 6 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


حرکت اسلامی در شمال ناامنی ایجاد کرده اند

مقامهای آیساف در شمال کشور می گویند افراد حرکت اسلامی ازبکستان با عبور از سرحدات شمالی کشور باعث ناامنی و بی ثباتی در ولایات شمالی کشور می شود اما فرمانده سرحدی شمال با رد این ادعا گفته است که جنگجویان وابسته به حرکت اسلامی ازبکستان قبلاً از افغانستان متواری شده و به پاکستان پناه برده اند اما اخیراً با عبور از مرزهای جنوبی و شرقی کشور نه تنها در شمال بلکه در سایر نقاط ناامن کشور نیز حضور دارند. فرمانده عمومی نیروهای آیساف در شمال کشور می گوید که افراد وابسته به حرکت اسلامی ازبکستان که یک گروه نزدیک به سازمان القاعده است در ناامنی های شمال دست دارند و با عبور از دریای آمو به حملات هراس افکنی در این ولایات می پردازند. به گفته وی یگانه راه عبور آنها به شمال افغانستان مرز دریای آمو که ابتدا به شمال و بعدا به سایر نقاط افغانستان نفوذ می کند. فرمانده زون پنجم سرحدی با ابراز اینکه مقام های آیساف و ناتو توجه چندانی بر نظارت از مرزها ندارند گفت که شمال افغانستان اراضی زیادی هم سرحد با پاکستان دارد و لازم است که برای جلوگیری از نفوذ دشمن این نقاط مرزی تحت پوشش شدید امنیتی قرار گیرد. مقامهای آیساف و ناتو در شمال افغانستان از نفوذ ازبکستان ابراز نگرانی کرده اند اما این ادعاها هربار از سوی مقام های امنیتی در شمال کشور رد شده است.


 

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Sun 23 Oct 2011 ساعت 6 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


کشتارهزاره ها توسط هزاره ها در مزار

از سالها بدینسوهزاره ها و ازبک های مزار از سیاست های تبعیض آمیز و قانون گریز عطا به شدت رنج می برند. شاه راه های که از مناطقی هزاره نشین و ازبک نشین عبور می کنند همچنان ویران استند در حالیکه پس کوچه های مناطقی مربوط به متعلقین عطا پخته اند. همینگونه است برق و دیگر امکانات رفاهی شهری. در ساختار تشکیلاتی حکومت عطا نیز هزاره و ازبک صاحب صلاحیتی به چشم نمی خورد. ظاهروحدت معاون قومندان عطا والی بلخ، عالی مقام ترین هزاره در حکومت خودمختار عطامحمداست. آقای وحدت نیز بیشتر از اینکه پشتوانه ی باشد برای هزاره ها و ازبک های مزار، مشغول جمع آوری پول و سرمایه است تا باشد در دنیای ثروت نیز معاونی همرنگ و همزادی برای عطا باشد. این پول طلبی و بی خاصیتی اقای وحدت دیروز چهره دیگر بخود گرفت؛ محافظینش در همکاری با شخصی بنام جنرال غلام رسول هفت تن از ساکنین قریه فقیر نشین سجادیه را که همه هزاره اند، به رگبار بستند. ومنطقی که اقای وحدت درعقب این هزاره کشی دارد این است که وی در مجاورت سجادیه شهرکی ساخته است و جاده این شهرک باید از روی خانه های گلین مردم بگذرد و اما مردم مانع آن می شوند، پس خون این هزاره ها مباح است.

در جریان سال روان، من سه بار به مزار شریف رفتم. هربار که وارد این شهر شدم داغترین خبر شهر جنگ و خشونت های بود که توسط شخصی بنام عباس اخلاقی نماینده فروشات زمین اقای شیخ محقق با هزاره های فقیر علی آباد در جریان بود. آخرین سفرم به مزار در روزی اتفاق افتید که محافظین اقای اخلاقی چند تن از ساکنین علی آباد را با گلوله مرمی مجروح ساخته بودند. حس کنجکاوی من نارامم ساخت و به قریه علی آباد رفتم و با تعداد ازساکنین انجا دیدار کرده و محل درگیری را نیز از نزدیک مشاهده نمودم. مردم با ناراحتی و عجز می گفتند: "ما همه فقیریم، برق نداریم، سرک نداریم و حکومت عطا نه تنها به ما کمترین توجهی ندارد که همیشه با خصومت برخورد می کند و حتی سرک خامه ما را نیز مسدود کرده است تا ما مجبور به این قریه شویم. اما بلای بد تر از آن، نماینده اقای محقق است که قبلا زمین ها را از طرف حزب وحدت به ما توذیع کرده است و قیمت زمین را دریافت نموده است و ما چندین سال است که در اینجا زندگی می کنیم اما حالا ادعا دارد که قیمت زمین افزایش یافته است شما باید برای باردوم، سوم و چهارم پول بپردازید. کاش تنها عطا با ما دشمنی می داشت که عباس اخلاقی بی رحم تر و ناانسانی تر از هرکسی با ما برخورد می کند." 

داستان زندگی هزاره های مزار خیلی فاجعه آمیز است؛ فقر، بیکاری، تبعیض آشکار از سوی حکومت محلی، محرومیت از امکانات رفاهی شهری و بالاخره هم شنیده نشدن صدای این مردم توسط مقامات حکومتی و غیر حکومتی همه دست به دست هم داده مردم را در تنگنای شدیدی قرار داده است. در سالهای اخیر تعداد هزاره های مهاجر مزار بیشتر از هرجای هزاره نشین دیگر در افغانستان است. در حالیکه در سالهای آغازین حکومت کرزی بیش از هرجای دیگر هزاره های برگشته از کشورهای همسایه و  ساکنین کوه های هزارجات به مزار  می رفتند اما تعداد اندکی از آنها تا حال توانسته اند مقاومت کنند.  آنهای که  در این شهر باقی مانده اند با مشکلات متعددی مواجه اند. خطرناک ترین و پرفشارترین این فشارها خشونت های زمین فروشانی چون ظاهر وحدت و عباس  اخلاقی هستند که در تبانی با قومندان عطا و قسما شیخ محقق صورت می گیرد. هزاره های مزار در جریان حکمروایی طالبان قتل عام شدند و بدترین شکنجه ها و تبعیض های قومی مذهبی را تجربه کردند و همه دارای های شان را از دست دادند. این جنایات  تاحدی زیادی توسط رسانه های بین المللی و سازمان های مدافع حقوق بشر پخش شدند اما داستان این سالهای مزار متفاوت است؛ این بار کسانی که روی این مردم فشار می آورند طالبان نه که ظاهر وحدت(نماینده هزاره در حکومت محلی)، عباس اخلاقی(نماینده اقای محقق در مزار و نماینده هزاره در شورای ولایتی) و حاکم خودمختار شهر قومندان عطا استند وهمچنان هیج رسانه، سازمان و یا گروهی هم نیستند که این تیرباران ها و سیاست های تبعیض آمیز را تحت پوشیش قرار دهند.

جلیل "بینش"


 

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Sun 23 Oct 2011 ساعت 5 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


نشریة «مشعل معارف»، آیینه دار بیسوادیِ گرداننده گان آن

نویسنده: صالح محمد خلیق،شاعر،نویسنده و رییس اطلاعات و فرهنگ بلخ

چندین سال است که از سوی ریاست محترم معارف ولایت بلخ نشریه­یی به نام «صدای معارف» که اینک به «مشعل معارف» تغییر نام یافته است منتشر میشود. آن گونه که دیده میشود در تمام شماره­های چاپ­شدة این نشریه از آغاز پیریزیِ آن تا امروز ـ به استثنای برهة کوتاهی در سالهای 1387 و 1389ـ، زبان، ادبیات و فرهنگ پربار و والای ما به مسخره گرفته شده اند. چنین خرابکاری­یی میتواند به دو دلیل صورت گرفته باشد: یکی این که دست­اندرکاران این نشریه دشمنانه و عمداً و قصداً کمر بسته اند تا تیشه به ریشة معارف این سرزمین بزنند، با این پیشداوری که همة خواننده ­گان این نشریه شاید احمق و کودن و مطابق به سویة علمیِ (!) ارائه­شده از سوی این دست­اندرکاران باشند و اینهمه غلطها و اشتباههای نشریه را پی نبرند؛ که در این صورت باید از سوی نهادهای مسؤول مورد مؤاخذه و مجازات قرار بگیرند. دودیگر این که دست­اندرکاران این نشریه واقعاً خود شان مشکلِ خواندن و نوشتن داشته باشند و سطح دانش و سواد شان همین سطح پایین و شرم­آورِ محتویات نشریه باشد؛ که در این صورت به حال گرداننده­گان این نشریه و به حال رقّتبار معارف بلخ، بلخی که خود را گهوارة فرهنگ و تمدّن پنج ـ شش­هزارسالة آریانا، خراسان و افغانستان میداند باید زارزار گریست.

گرچه در این آشفته­بازارِ مطبوعات، نشریه­های اینچنینیِ دیگری هم در گوشه و کنار کشور پیدا میشوند که ناقدان، از ترس این که مبادا به نقدگرفتن این گونه نشریه­ها نوعی از توجّه و ارجگزاری به آن نشریه­ها تلقی گردد در مورد آنها خاموشی گُزیده اند، اما این گونه وضعیّت در مورد نشریة «مشعل معارف» که خود را ارگان نشراتی ریاست محترم معارف بلخ میداند و نشان وزارت جلیلة معارف را در پیشانیِ خود دارد برای هر فرهنگیِ آگاه تحمّل­ناپذیر است.

در این نوشته، تنها نگاهی انداخته­ام به شمارة ویژة سال 1390 این نشریه که در پیوند با 13 میزان، روز جهانی معلّم، به نشر رسیده است.

وضعیت نابه­هنجار برگ­آرایی آن را نادیده میگیرم و همچنان از اشتباههای انشاییِ مطالب نشرشده در آن که پرداختن به آنها ایجاب بازنویسیِ آن مطالب را به گونة درست آنها میکند میگذرم و تنها به اشاره­هایی بر اغلاط املاییِ آنها که هر فرد کم­سوادی نیز میتواند آنها را بازشناسد بسنده میکنم.

در روی دوم پشتیِ آن مجلّه: خواننده­ گان/خوننده­گان.

در صفحة 2: جذب/جزب، پیشبرد/پیشیبرد، مجموع/مجموعه، محصلین/ممحصلین، جلیله/جلیلیه، نماینده­گان/مناینده گان، بیالوژی/بیالوزی.

در صفحة 3: محصلین/محاصلین، این ولایت/اینولال، ربع/روبع، به نسبت/ینسبت، متعاقباً/متعاقبآ، مجدداً/مجددآ، سوانح/سوانع، سامع در/سامعدر، جدید/جدیدی، سالون/صالون، رسماً/ رسمآ.

در صفحة 4: آشنا شوید/آشنا، عالی/علی، تربیة معلم/تربیهمعلم، مدّتی/مدت، کارنامه­هایی/کارنامه های، حلقه/خلقه، وظیفه نموده/وظیفهنموده، پیداگوژی/پیداگوزی، متأسفانه/متأسیفانه، تا فعلاً/با فعلاً، زیاد/زیات، پدر/بدر، پرکار/ برکار.

در صفحة 5: یکی از لذا(؟).

در صفحة 6: درک کرده/درکرده، چقدر/جقدر، بود/یود، آشکار/اشکار، پیامبر/پیامب.

در صفحة 7:هنگامی/هنگام، میبوییدند/می بویدندند، زیادی/زیا ی، زمینة/زمینه ای، میورزیدند/میورزیندند، شنید/شنیده، گریة او/گریه او گریه او، آمد/امد.

در صفحة 8: مسأله یا مسئله/مسله، اکثر/اکثریت، شاگردان/شاکردان، موضوعاتی/موضوعات.

در صفحة 9: تأسف/تاسف، باشند/باشد.

در ضفحة 10: بسازد/میسازد، باشند/باشد.

در صفحة 11: علاقه­یی/علاقه، آریانای/آریانا، گردیدم/گردیدام، شایسته­گی­یی/شایسته گی، داشته بوده/داشته ام.

در صفحة 13: زادگاه/زاده، محو/محوه.

در صفحة 14: نورالدّین/نوریدن، افغانستان/شافغانستان، علمای/علمان، گرایید/گراید، ریاضت/ریاضیت، گذاشت/گزاشت، افتخار/اتفتخار، تأثیر/تاثیر، شاهان/شاه هان، امیران/امیرای، بینیازی/بنیازی، آخرین/اخرین، عرفانی/اورفانی، مولوی/ملوی، در افغانستان/درافغانستان در افغانستان، میسرود/میسورود، میگفت/میگوفت، میسرود/میسورد، آتشین/اتشین، تذکره/تزکره، آنچه/آنچح، تنها/تهنا، آلمانی/المانی، آفاقی/افاقی، سبک/ثبک، ناخن/ناخون، خارا/خواره، بریدن/بوریدن، آتش/اتش، نهادن/نحادن، آسانتر/اسانتر.

در صفحة 15: دقیقاً/دقیقا، سابقاً/سابقا.

در صفحة 16: نیل/نتیل.

در صفحة 17: خلق میکند/خلقی میکند، می­آفریند/می افریند، تحکم/تهکم، نویسندة دیگری/نویسندگی دیگری.

در صفحة 18: تأمل/تامل.

در صفحة 19: مؤثر/موثر.

در صفحة 20: تعیین/تعین، آن/ان، سه/سا، همشهریان/همشریان، مراجعه نمایند/مراجعه نماید.

خوب، خواننده­گان گرامی! هنگامی که ارگان نشراتی ریاست محترم معارف ولایت بلخ نورالدّین را نوریدن، عرفانی را اورفانی، میسرود را میسورود، میگفت را میگوفت، زیاد را زیات، محو را محوه، سبک را ثبک، ناخن را ناخون، خارا را خواره، بریدن را بوریدن، و . . . مینوسد و خود را «مشعل معارف» نیز مینامد، معلوم نیست دانش­آموزان ما در روشناییِ این «مشعل» (!) چه آیندة درخشانی (!) را در قبال خواهند داشت.

گر همین مکتب است و این ملّا

حال طفلان خراب میبینم

 خوب میشد اگر دست اندرکاران این نشریه یا ریاست محترم معارف ولایت بلخ برای این زبان نوساخته و اینهمه واژه­گان نوِ خویش قاموس، فرهنگ و لغتنامه­­یی را به نشر میرساندند تا همة افراد باسواد در هر سویّه­یی که استند از مفهوم سخنان و نوشته­های آنان بهره مند میشدند (!).

البته این نمونه­های نادرستیهای املایی در نشریة «مشعل معارف» علاوه از نادرستیهای بی­شمار تایپی و کامپیوتری اند که در نقطه­گذاریها و فاصله­های کلمه­ها وجود دارند.

جا دارد تا علاوه از این نادرستیها به چند نکتة جالب و چشمگیر دیگر این نشریه نیز اشاره­یی داشته باشم:

1 ـ پراگراف دوم سرمقالة این نشریه از مقاله­یی زیر عنوان «معلّم» که در صفحة 5 همین شمارة نشریة مذکور چاپ شده است نقل گردیده است؛

2 ـ برخی از حروف کلمه­های یک شعر که ظاهراً از انترنت نسخه­برداری شده است در صفحة 13 به کلّی از چاپ افتاده اند؛

3 ـ در مقالة «تاریخچة طنز» که در صفحات 17 تا 19 چاپ شده است، تاریخچة طنز در کشور همسایة ما، ایران، به جای تاریخچة طنز افغانستان، معرفی گردیده است و نویسندة تقلّبیِ آن مقاله در مقالة اصلی تنها نام ایران را به افغانستان تعویض کرده است؛ که در این صورت، برخی از جمله­های آن مقاله، خود به  طنز مبدّل گردیده اند.

مثلاً در صفحة 17 آمده است: «در همان زمان که عبید زاکانی موش و گربه و رسالة تعریفات و دیگر آثار خود را خلق میکند در گوشه­یی دیگر از افغانستان­زمین، شاعر بلندپایه­یی چون حافظ صد البته با زبانی محافظه­کارانه­تر طنزی تلخ را در غزلیّات خود می­آفریند.»

و یا در صفحة 19 میخوانیم:

«ظهور محمّد علی جمالزاده و اشاعة نمونه­هایی از داستان­نویسی افغانستانی با معاییر مترقّی داستان روز جهان، حکایتهای فارسی را در هیأتی علمی­تر ارائه نمود و با خلق آثاری چون «فارسی شکّر است» و «یکی بود و یکی نبود» نمونه­های متفاوت از طنز افغانستانی را به جهانیان معرفی نمود. همزمان صادق هدایت با کلامی تلخ و تند و جدّی رویة دیگری از اجتماع ستمدیدة افغانستانی را به تصویر کشید. این جفت توأمان نسل اول داستان­نویسی افغانستان را سامان دادند و هر یک مسیر را برای خلق آثار متعدد دیگری هموار ساختند تا آنجا که نسل دوم و سوم داستان­نویسی افغانستان نمونه­هایی مؤثر از ادبیات طنز و جدّ را ارائه نمود.»

هر خوانندة آگاه و کتابخوان میداند که شیراز، زادگاه حافظ، به اصطلاحِ نشریة مشعل معارف «گوشه یی دیگر از افغانستان­زمین» نیست و یا محمّد علی جمالزاده داستان­نویس معاصر ایرانی برخلاف گفتة نشریة مشعل معارف «نمونه­هایی از داستان­نویسی افغانستانی» را ارائه نکرده است و آثار «فارسی شکّر است» و «یکی بود و یکی نبودِ» وی با آنهمه کاربرد زبان فارسی گفتاری مروّج در ایران امروزی «نمونه­های متفاوت از طنز افغانستانی را به جهانیان معرفی» نکرده اند. و به همین گونه صادق هدایت نویسندة معاصر دیگر ایرانی، برخلاف گفتة نشریة مشعل معارف، «با کلامی تلخ و تند و جدّی رویة دیگری از اجتماع ستمدیدة افغانستانی را به تصویر» نکشیده  و محمّد علی جمالزاده و صادق هدایت « نسل اول داستان­­­نویسی افغانستان را سامان» نداده اند.

اگر حافظ شیرازی را ازگوشة دیگر افغانستان بدانیم با توجّه به این که در زمان زنده­گیِ حافظ مرزهای سیاسیِ امروز مطرح نبودند شاید آنقدر قابل خرده­گیری نباشد، همان گونه که ایرانیان هم گاهی مولوی و امثال او را ایرانی میگویند؛ امّا هرگاه محمّد علی جمالزاده و صادق هدایت، دو نویسندة نامدار معاصر کشور کنونی ایران را از افغانستان بدانیم نشانة بیدانشی واشتباه بزرگ و نابخشودنی­یی خواهد بود که نباید نشریة یک ادارة مهم دولتی و آنهم نهاد فرهنگی و آموزشی­یی مانند ریاست محترم معارف ولایت بلخ آن را مرتکب شود.


 

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Thu 20 Oct 2011 ساعت 10 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


مجموعه داستان"کابل جای آدم نیست" منتشر شد.

مجموعه داستانی تازه از علی موسوی نویسنده افغان شامل تعدادی از داستان‌های برگزیده او در جشنواره‌های ادبی ایران با عنوان «کابل جای آدم نیست» منتشر شد.«علی موسوی» نویسنده جوان  بلخ ،افغانستان مجموعه داستان جدید خود را شامل داستان‌هایی که برخی از آنها پیش از این در جشنواره‌های ادبی ایران حائز رتبه برتر شده بودند با عنوان «کابل جای آدم نیست» در افغانستان منتشر کرد. داستان‌های این مجموعه همگی در گونه اجتماعی نوشته شده و برخی از داستان‌های قدیمی موسوی و نیز تعدادی از داستان‌های جدید وی را در برمی‌گیرد. چهار عنوان از داستان‌های موسوی در این کتاب پیش از این در ایران و خارج از ایران حائز رتبه‌هایی در جوایز ادبی شده است که از میان آنها می‌توان به داستان «آشیانه‌ای برای دو پرنده» برنده‌ جایزه‌ نخست مسابقه داستان‌نویسی روز جهانی صلح در سال ۱۳۸۷، داستان «شب اول قبر» برنده‌ جایزه‌ نخست اولین دوره‌ جایزه ادبی «مهرگان»، داستان «رنگ‌های بی‌صدای» برنده‌ جایزه‌ دوم پنجمین دوره جشنواره‌ ادبی قند پارسی از سوی خانه‌ ادبیات افغانستان در زمستان ۱۳۸۸‌ و داستان «مادکه لال» برنده‌ جایزه‌ دوم، سومین دوره‌ مسابقه‌ «مهرگان» اشاره کرد. این کتاب از سوی انتشارت تاک در کابل که از سوی جمعی از نویسندگان افغان تاسیس شده، منتشر شده است. علی موسوی متولد 1364 خورشیدی در بلخ، از نویسنده‌های نسل نو افغانستان است که در دو سه سال اخیر دوبار برنده جایزه ادبی خانه‌ داستان بلخ در افغانستان شده است. او سردبیر ماهنامه‌ ادبی «الف تا یا»، عضو انجمن قلم افغانستان و عضو خانه‌ داستان بلخ نیز هست. (آیینه ی شمال)


 

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Mon 17 Oct 2011 ساعت 11 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


تاًکید رئیس جمهور آلمان بر ادامهء همکاریهای کشورش در افغانستان

رئیس جمهور آلمان یکبار دیگر بر ادامهء کمک های کشورش بعد از سال 2014 میلادی در افغانستان تاکید می کند.کرستین وولف که به شهر مزار شریف سفر کرده است ، در دیدارش با عطا محمد نور والی بلخ، تاکید ورزید که آلمان بعد از سال 2014 میلادی، مردم ودولت افغانستان را تنها نخواهد گذاشت. کرستین وولف،رئیس جمهور آلمان که طی یک سفر وارد شهر مزار شریف گردید.از جریان پیشرفت کار ساختمان ترمینال میدان هوائی شهر مزار شریف بازدید به عمل آورد...


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Mon 17 Oct 2011 ساعت 8 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


حمله انتحاری بالای رئیس امنیت ملی ولایت فاریاب دو کشته و هشت زخمی به جای گذاشت.

حمله کننده انتحاری موترحامل آمرامنیت ولایت فاریاب مورد هدف قرارداد که براثراین حادثه دو کودک جان باخت و8 تن دیگر زخم برداشت.
حوالی ساعت 8:30 دقیقه حمله کننده انتحاری موتر حامل رییس امنیت ملی ولایت فریاب را هدف قرارداد که براثراین حمله دو کودک شش ساله کشته وبه شمول رئیس امینت این ولایت 8 تن زخم برداشت لعل محمد احمد زی ...
سخنگوی پولیس زون 303 پامیر طی یک تماس تیلیفونی با تلویزیون مهر هدف انتحار کننده را رئیس امنیت ملی ولایت فاریاب خوانده گفت: هویت انتحار کننده مشخص نیست که مربوط به کدام گروه و شبکه میباشد.
ولایت فاریاب ازجمله ولایاتی است درشمال که گه گاهی دست خوش ناامنی هامیگردد، قابل یادآوریست که قرار است دوردوم تسلیم دهی مسولیت های امنیتی ازنیروهای بین المللی به نیروهای افغان به زودی شروع گردد ودرآخرین نشست درباره این موضوع عطامحمدنوروالی بلخ تسلیم دهی امنیت را به نیروهای افغان بدون تجهیزشدن این نیروهاغیرممکن خوانده وازجامعه جهانی بخاطرعمل نکردن به تعهدات شان برای تجهیزنیروهای افغان به شدت انتقاد نموده بود.

( تلویزیون مهر)


 

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Mon 17 Oct 2011 ساعت 7 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


مخالفت شورای اخوت اسلامی ولایت بلخ با ایجاد پایگاه های دایمی در کشور

صدها تن از عالمان دینی در ولایت بلخ طی گردهمایی که از سوی شورای اخوت اسلامی ولایت بلخ روز یکشنبه دایر گردیده بود،ضمن مخالفت با ایجاد پایگاه دایمی  نظامی امریکا در کشور از خروج نیروهای خارجی نیز حمایت نموده وخواستار خروج هرچه زودتر این نیروها از کشورگردیدند.


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Mon 17 Oct 2011 ساعت 4 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


دکانداران دین و فرمایشات فرمایشی شان!

افغانستان که یک کشور اسلامی می باشد ،متاسفانه سال هاست که درین کشور  لباس و نام مقدس اسلام در راه های نامشروع که خلاف باورها واعتقادات مسلمانان می باشد توسط یک تعداد انسان های گمراه ،استفاده جو و قدرت طلب استفاده می گردد.در سال های که در کشور جنگ میان احزاب بر سر قدرت جریان داشت؛اگر از هریک از رهبران این احزاب می پرسیدی که چرا با فلان حزب می جنگی؟ فوراً حکم کافر بودن حزب مخالفش را صادر می کرد و اینگونه با استفاده از اعتقادات مردم و جوانان، آنان را وا میداشت تا درین راه به بهانه جهاد خودشان را به کام مرگ بفرستند و "شهید"شوند.اگر به تاریخ جنگ های که میان رهبران احزاب بخاطر رسیدن به قدرت صورت گرفته است نظر بیاندازیم می بینیم که هزاران انسان درین جنگ ها به کام مرگ رفته و هزاران زن و کودک کشته و آواره و بی سرپناه شده اند.همچنان قتل عام های که توسط احزاب در چندین نقاط کشور صورت گرفت هزاران تن از مردمان بی دفاع و بی گناه را به خاک و خون کشاندند که امروز همه ی آن جلادان به بیوه های بازمانده از غارتگری ها ی شان حکومت می کنند.                                  


ادامه مطلب

 

نوشته شده توسط مختار وفایی و احمد نوید پویان در Sun 16 Oct 2011 ساعت 1 قبل از ظهر موضوع | لینک ثابت